کارگروه
حقوق قضایی(حسن بصیری هریس)
حقوق قضایی تلفن تماس:09148744369-basiri1000@gmail.com هیچ وقت با چشم پول به موکل خود نگاه نکنید چرا که او از روی ناچاری و اینکه علاجش قطع شده به شما روی اورده است.
 

حقوق جزای اختصاصی 1

حسن بصیری  هریس

حسن بصیری هریس

در کارگروه: حقوق قضایی(حسن بصیری هریس)
تعداد ارسالي: 736
6 سال پیش در تاریخ: جمعه, فروردين 28, 1394 16:46

حقوق جزای اختصاصی 1
جلسه اول
منابع اصلی درس عبارتند از ← قانون مجازات اسلامی                                  ↙مباحث کلاس
                                  ↓کتاب حقوق جزای اختصاصی نوشته دکتر گلدوزیان منابع فرعی : کتاب دیدگاههای نو در حقوق جزای اسلامی – حضرت آیت ا... محمد حسن مرعشی
مقدمه : در این درس جرائم علیه اشخاص را مورد بحث و بررسی و تجزیه وتحلیل قرار می دهیم. بررسی جرم قتل در آئین مقدس اسلام : هر کدام از پیامبران توحیدی ادیان الهی معجزه ای داشتند برای مثال معجزه حضرت موسی (ع) عصایش بود که وقتی به روی زمین می انداخت به صورت اژدها در می آمد همه ساحران مبهوت می شدند و معجزه حضرت عیسی (ع) به امر الهی زنده کردن مردگان بود که انسانها عاجز از چنین اقدامی بودند ولیکن معجزه پیامبر اسلام (ص) عبارت است از علم ودانش . مهمترین وجه تمایز معجزه پیامبر اسلام از سایر پیامبران ادیان توحیدی ، معجزه علمی بود که در طول تاریخ و برای همه جوامع بشری قابل استفاده و هدایتگر می باشد . جرم قتل در قرآن کریم به قتل عمد و قتل خطایی تقسیم شده است.
 آیات قرآن در خصوص جرم قتل عمدی عبارتند از : سوره مائده آیات شریفه 27 ، 28 ، 29 ، 30 ،31 ،32 و سوره مبارکه بقره آیات شریفه 178و179 است. مواد قانونی 83 لغایت 198 ق. م. اسلامی و 204 لغایت 497 ق.م.اسلامی مواد قانونی 612 تا 636 و 697 تا 700 و 714 تا 725 در دوره کارشناسی رشته حقوق درس حقوق جزای اختصاصی جرائم ذیل مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند:
 1 – جرائم علیه اشخاص
 2- جرائم علیه اموال و مالکیت
 3- جرائم علیه امنیت و آسایش عمومی همچنین قانون مجازات اسلامی طی مواد 729 لغایت 782 در فصل جداگانه ایی تحت عنوان " جرائم علیه محرمانگی داده ها رایانه ای و مخابراتی " را پیش بینی نموده است . درس حقوق جزای اختصاصی (1 ) طی 3 واحد درسی ارائه می شود و موضوع آن عبارتست از :
 1-       جرایم علیه تمامیت جسمانی شامل : سلب حیات از انسان زنده (جرم قتل) جرم ایراد ضرب و جرح و صدمه نسبت به اعضای بدن مانند قطع عضو یا شکستگی استخوان صدمه علیه منافع بدن مانند منفعت بینائی و منفعت شنوائی و...
 2-       جرائم علیه حیثیت معنوی (شخصیت و شرافت افراد) مانند توهین ( فحاشی ) افتراء ، تهمت زدن ، نشر اکاذیب ، تشویش اذهان عمومی و... جرائم علیه تمامیت جسمانی اشخاص اعم از قتل (سلب حیات ) یا ایراد صدمات بدنی نسبت به اعضا یا منافع اعضا جرائم علیه تمامیت جسمانی از نظر عنصر روانی به جرائم عمدی و شبه عمد و خطای محض تقسیم می شوند. تقسیم بندی  جرائم از حیث مجازاتها در ق .م. اسلامی به حدود ،قصاص،دیات ، تعزیرات و بازدارنده تقسیم می شود .     
صدمات بدنی غیر عمدی   دیات   
صدمات عمدی بدنی که طرفین به دیه مصالحه کنند           
صدمات عمدی بدنی که امکان اجرای قصاص نباشد بطور مثال: شخصی بطور عمد استخوان دست دیگری را بشکنددر صورت تقاضای مصدوم ، مرتکب جرم  باید قصاص عضو شود ولی اگر امکان اجرای قصاص اعم از" فیزیکی یا حقوقی" وجود نداشته باشد در اینصورت "قصاص عضو به دیه " تبدیل می شود .
جرائم ↖عمد ← اراده ارتکاب  + قصد مجرمانه ( سوء نیت )          
غیر عمد ←اراده ارتکاب + تقصیر جزائی ←شبه عمد (یا غیر عمد)                                                        

خطای محض  
جلسه دوم
سوال : قتل در چه مواردی عمدی محسوب می شود؟
جواب : طبق ماده 206 ق.م. اسلامی قتل در موارد زیر عمدی محسوب می شود:
بند الف:مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخص معین یا فرد یا افراد غیر معین از یک جمع را دارد خواه آن کار نوعا کشنده باشد ، خواه نباشد ولی در عمل سبب قتل شود .
شرح : بنابراین هر گاه انسانی قصد کشتن شخص یا اشخاص معین را داشته باشد و یا قصد کشتن شخص غیر معین یا اشخاص غیر معین از یک جمع مشخص را داشته باشد و عمل ارتکابی منتهی به سلب حیات از شخص مجنی علیه شود قتل عمدی محسوب می شود ( قصد فعل + قصد نتیجه = منجر به سلب حیات شود ) این نوع قتل عمد را قتل " عمد محض " را هم می گویند. بند ب: فاعل (قاتل) قصد کشتن سلب حیات را ندارد ولیکن کار و رفتار (عنصر مادی) نوعا کشنده است ( قصد فعل + فقدان قصد نتیجه حاصله + رفتار نوعا کشنده = قتل در حکم عمد) ضابطه کار نوعا کشنده :
 1 – به اعتبار وسیله بکار رفته (وسیله کشنده = آلت قتاله)
 2 – به اعتبار موضع اصابت
 3 – به اعتبار وضعیت مجنی علیه (مضروب ) + به شرط اینکه فاعل علم و آگاهی از وضعیت مجنی علیه داشته باشد. قتل عمدی ممکن است توام با سبق تصمیم و قتل عمدی بدون سبق تصمیم باشد مجازاتهای این دو قسم قتل برخی از نظامهای حقوقی کشورها متفاوت بوده ولی در کشور ما مجازات هر دوی آنها یکی است . تفاوت بند ب در مقایسه بند الف :
(1) ملاحظه می شود که در بند الف قصد فعل و قصد نتیجه (قصد سلب حیات ) وجود دارد ولیکن در بند "ب" فقط قصد فعل وجود دارد .
(2) در بند الف کار یا رفتار مجرمانه شخص فاعل اعم از اینکه کشنده باشد یا غیر کشنده ، تفاوتی در این خصوص وجود ندارد ، در صورتی که در بند " ب " کار یا رفتار مجرمانه انجام شده می بایست نوعا کشنده باشد. بند ج: مواردی که قاتل قصد کشتن را ندارد و کاری را که انجام می دهد نوعا کشنده نیست ولی نسبت به طرف مقابل بر اثر بیماری و یا پیری و یا ناتوانی یا کودکی و امثال آنها نوعا کشنده باشد و قاتل نیز نسبت به آن آگاه باشد . کار نوعا کشنده به اعتبار وضعیت مجنی علیه در صورتی که فاعل به وضعیت خاص مجنی علیه علم و آگاهی داشته باشد و معیار نیز " معیار عرفی " است. در ضابطه کار نوعا کشنده به اعتبار وسیله بکار رفته مانند : استفاده از سلاح سرد یا گرم اعم از چاقو ،ساتور،قمه ،شمشیر که در پرونده های مختلف در خصوص جرم قتل عمدی ملاحظه می شود. در ضابطه کار نوعا کشنده به اعتبار موضع اصابت مانند : مواردی که وسایل نوعا کشنده نیست یعنی استفاده از آنها در صدمه زدن معمولا یا غالبا سبب کشته شدن اشخاص نمی شود ولیکن به اعتبار محل صدمه می تواند کشنده باشد به طور مثال اگر با یک چوب نازکی ده ها بر بدن (دست وپا) اشخاص زده شود موجب کشته شدن یا سلب حیات نمی شود ولیکن اگر همین چوب نازک را به گیجگاه یا سر شخصی زده شود یا در چشم انسانی وارد شود می تواند موجب مرگ شود بنابراین تشخیص کشنده بودن کار یا وسیله از طریق پزشکی قانونی است.
 سوال : در چه مواردی قطع " عضو یا جرح عمدی محسوب می شود؟

جواب : طبق م 271 ق.م.اسلامی قطع عضو یا  ضرب و جرح در موارد زیر عمدی محسوب است که  عبارتند از : وقتی که جانی (فاعل) با انجام کاری قصدقطع عضو یا جرح آنرا دارد چه آنکار نوعا موجب قطع یا جرح باشد یا نباشد
 شرح: از نظر عنصر روانی اراده ارتکاب و سوء نیت عام در انجام عمل کافی است .
(قصد فعل +قصد نتیجه = اعم از اینکه رفتار ارتکابی نوعا منجر قطع عضو یا جراحت شود یا خیر)
 بند ب: وقتی که فاعل قصد قطع عضو یا جراحت را ندارد ولیکن کار یا رفتار مادی ( عنصر مادی) نوعا منجر به قطع عضو یا راحت یا سلب منافع عضو می شود .
(عمل فاعل ارادی = قصد فعل +فقدان قصد نتیجه حاصله = رفتار نوعا منجر به قطع عضو ،جراحت یا سلب منافع عضو می شود )
 در این دو بند (الف و ب )  صرف سوء نیت عام و اراده ارتکاب کافی است نیازی به سوء نیت خاص وجود ندارد ولیکن جرم ارتکابی از جرائم مقید به نتیجه می باشد. بند ج: وقتی که فاعل قصد قطع عضو یا جرح را ندارد و عمل او نوعا موجب قطع یا جرح نمی باشد ولی نسبت به مجنی علیه (مضروب) بر اثر بیماری یا پیری یا ناتوانی یا کودکی و مانند اینها نوعا موجب قطع عضو یا جرح باشد و جانی به آن آگاهی داشته باشد ( قصد فعل واقع شده + فقدان قصد نتیجه = رفتار منجر به قطع عضو یا جراحت میشود) در مقایسه با مواد 206 و 271 ق.م.اسلامی ملاحظه که ماده 206 مربوط به سلب حیات از انسان زنده تحت حمایت قانون می باشد ولیکن م271 مربوط به قطع عضو و جراحت عمدی است در پیش نویس ق.م.اسلامی ماده قانونی واحدی برای این دو جرم در نظر گرفته است .
  سوال :
 مجازات قتل عمدی را بیان کنید؟
 جواب:
طبق ماده 205 ق.م.اسلامی ،مجازات قتل عمدی در صورتی که شرایط قصاص وجود داشته باشد ،قصاص نفس می باشد در صورتی که شرایط قصاص وجود نداشته باشد طبق ماده 206 ق.م.اسلامی مجازات از سه تا ده سال حبس خواهد بود که همین مجازات در ماده 612 ق.م.اسلامی تکرار شده است.
سوال : تفاوت مجازات قتل عمدی در ماده 208 با ماده 612 ق.م.اسلامی چیست؟
جواب : تفاوت در این است که در ماده 612 ق.م.اسلامی عبارت " یا به هر علت قصاص شود " بیان شده است سایر موارد مذکور در ماده 208 عینا در ماده 612 ق.م.اسلامی تکرار شده است و در واقع این نوع مجازات ،مجازات تعزیری است .همچنین مجازات قتل عمدی در ماده 205 ق.م.اسلامی بیان شده است.

 سوال : در چه مواردی قتل ارتکابی قتل خطا محسوب می شود ؟
جواب : مواد قتل خطا در ماده 295 ق.م.اسلامی بند الف ( قتل یا جرح یا نقص عضو که بطور )" قتل یا جرح یا نقص عضو که بطور خطای محض واقع می شود و آن صورتی است که جانی نه قصد جنایت نسبت به مجنی علیه را داشته باشد و نه قصد فعل واقع شده بر او را مانند آنکه تیری را به قصد شکاری رها کند و به شخص برخورد نماید." و منجر یا منتهی به سلب حیات از انسان زنده تحت حمایت قتل خطای محض در صورتی واقع می شود فقدان قصد(فقدان اراده ارتکاب ) و یا فقدان قصد فعل واقع وجود داشته باشد . فقدان فعل واقع شده +فقدان قصد نتیجه ← قتل خطای محض است.
سوال : در چه مواردی قتل خطای شبیه عمد واقع می شود؟ ( عمد شبیه خطا = قتل شبه عمد)
جواب:بند ب ماده 295 ق.م اسلامی بیان می دارد که :" قتل یا جرح یا نقص عضو که بطور خطای شبیه عمد واقع می شود و آن در صورتی است که جانی قصدفعلی را که نوعا سبب جنایت نمی شود داشته باشد و قصد جنایت را نسبت به مجنی علیه نداشته باشد"بطور مثال پزشک در هنگام جراحی اصول پزشکی را رعایت نمی کند و بر خلاف موازین پزشکی و علمی شروع به معالجه می کند و کار هم نوعا کشنده نباشد قصد پزشک برای معالجه است پس اگر بیمار دچار عارضه یا مرگ شود ، پزشک مرتکب قتل شبه عمد می شود نکته : دیه اقلیتهای دینی شناخته شده در قانون اساسی به اندازه دیه شخص مسلمان تعیین شده است . 

 سوال : دیه ی قتل مرد مسلمان را بیان کنید؟

جواب: برای نفس (جان )و اعضای بدن انسان در قانون م اسلامی " دیه یا خون بها " پیش بینی شده است م 297 ق.م.اسلامی : دیه قتل مرد مسلمان یکی از امور ششگانه ذیل است که قاتل در انتخاب هر یک از آنها مخیر می باشد و تلفیق آنها جایز نیست
 1- یکصد شتر سالم و بدون عیب که خیلی لاغر نباشد .
2- دویست گاو سالم و بدون عیب که خیلی لاغر نباشد .
 3- یکهزار گوسفند سالم و بدون عیب که خیلی لاغر نباشد.
4- دویست دست لباس سالم از حله های یمن .
5 - یکهزار دینار مسکوک سالم و غیر مغشوش که هر دینار یک مثقال شرعی طلا به وزن 18 نخود است .

سوال : انتخاب نوع دیه با چه شخصی است؟

جواب: با قاتل یا مجرم یا فاعل مجرم

سوال : نرخ ریالی دیه را هر سال چه شخصی تعیین می کند ؟ البته از سال 1374 تاکنون هر سال نرخ ریالی دیه تعیین شده است.
جواب : توسط قوه قضائیه تعیین و به مراجع قضائی ابلاغ می شود به ماده 297 ق.م.اسلامی و تبصره های ذیل آن مراجعه شود

جلسه سوم 15/12/91

سوال:
 مسئول دیه در انواع جرم قتل را بیان کنید؟

 جواب : طبق ماده 304 تا 315 ق.م.اسلامی جواب : در صورتی که در قتل عمدی، طرفین به دیه مصالحه نمایند مسئول پرداخت دیه شخص قاتل می باشد. در قتل خطای محض در صورتی که قتل با بینه یا قسامه یا علم قاضی ثابت شود پرداخت دیه بر عهده عاقله می باشد ولیکن در صورتی که قتل خطای محض با اقرار قاتل یا خودداری (نکول) او از سوگند یا قسامه ثابت شود در اینصورت دیه به عهده خود قاتل می باشد.

 سوال : چه اشخاصی عاقله محسوب می شود ؟
جواب :بستگان ذکور نسبی پدری و مادری یا پدری به ترتیب طبقات ارث به طوری که همه ی اشخاص که در زمان فوت قاتل می توانند ارث ببرند به صورت مساوی عهده دار پرداخت دیه می باشند . طبق ماده 307 ق . م. اسلامی دیه قتل عمدی و شبه عمدی بر عهده قاتل می باشد ولیکن اگر قاتل فرار کند از اموال او برداشته می شود و اگر مال نداشته باشد از بستگان نزدیک او گرفته می شود و اگر بستگانی نداشت یا تمکن مالی نداشتند دیه از بیت المال پرداخت می شود. ( ماده 313 ق . م. اسلامی)

سوال : قسامه را تعریف کنید و میزان آنرا در انواع قتل شرح دهید؟ مواد 256 تا 239 ق.م. اسلامی جواب: هر گاه بر اثر یا به دلیل وجود قرینه ها یا نشانه ها یا اماراتی یا از طریق دیگری از قبیل شهادت یکنفر شاهد یا حضور شخصی با آثار جرم در محل وقوع قتل یا وجود مقتول در محل رفت و آمد یا اقامت اشخاص معین و یا گواهی صغیر ممیز مورد اعتماد و یا امثال آن قاضی دادگاه یا مقامات قضائی به ارتکاب قتل توسط متهم ظن و گمان پیدا کنند مورد از موارد لوث محسوب می شود میزان قسم ها در قتل عمدی 50 قسم می باشد که می بایست 50 نفر از خویشان و بستگان نسبی مدعی باشند البته مدعی باشند البته مدعی می تواند یکی از اشخاص باشد که قسم می خورد تعداد قسم ها در قتل شبه عمد و خطای محض 25 نفر می باشد بعبارت دیگر 25 نفر مرد از خویشان و بستگان مدعی می بایست سوگند یاد کنند و اگر متهم 25 نفر مرد برای قسم خوردن حاضر ننماید تعداد حاضرین می توانند کسری قسم را جبران نمایند.

 سوال : راههای ثبوت (اثبات ) جرم قتل را بنویسید؟

جواب : راههای اثبات جرم قتل در دادگاه عبارتند از
 1- اقرار
 2- قسامه
 3- شهادت
 4- علم قاضی شرح اقرار: قتل عمدی با یک مرتبه اقرار هم ثابت می شود و اقرار کننده باید دارای شرایط زیر باشد:
 1-  عقل
 2- بلوغ
 3- اختیار
 4- قصد ، در واقع اقرار عبارت است از اخبار به حقی به ضرر خود و به نفع دیگری ، چنانچه شخصی با داشتن شرایط تکلیف یا شرایط رشد جزائی ، به وقوع جرمی یا وقوع قتلی  اقرار نماید و اقرار او با واقعیت منطبق باشد در اینصورت ارتکاب جرم قتل توسط او ثابت می شود و قتل واقع شده به او نسبت داده می شود. شرح شهادت شهود : یکی از راههای اثبات جرم قتل شهادت شهود می باشد جرم قتل عمدی با شهادت دو مرد عادل ثابت می شود  قتل شبه عمد یا قتل خطایی با شهادت دو مرد عادل یا یک مرد عادل و دو زن عادل یا یک مرد عادل و قسم مدعی ثابت می شود . شرح علم قاضی: علم قاضی می بایست از طریق متعارف تحصیل شود بطور مثال تحقیقاتی که ضابطین دادگستری انجام می دهند یا فیلم هائی که از طریق دوربین های مدار بسته به دست می آید یا با استفاده از علم پزشکی قانونی یا پلیس علمی یا سایر روشهای علمی که در کتابهای مربوطه مورد بحث و بررسی قرار گرفته است در هر صورت قاضی دادگاه می بایست قناعت وجدانی حاصل کند که شخص متهم مرتکب قتل شده است همچنین نوع قتل ارتکابی را مشخص کند .

 سوال : مهلت پرداخت دیه در انواع جرم قتل را مشخص کنید؟
جواب: قتل عمدی در صورتی که به دیه تبدیل شده باشد ظرف مدت یکسال از تاریخ وقوع قتل می باشد در قتل شبه عمدی یا غیر عمدی ظرف مدت دو سال از تاریخ وقوع قتل است ودر قتل خطای محض ظرف مدت سه سال از زمان وقوع قتل است در خصوص دیه صدمات وارده نیز همین مدت زمان می باشدکه مدت زمان از تاریخ وقوع صدمه احتساب می شود.
سوال : در چه مواردی دیه افزایش می یابد ؟ (موارد تلغیظ دیه را مشخص کنید؟)
جواب : میزان دیه چنانچه صدمه و فوت هر دو در یکی از چهار ماه حرام واقع شود(رجب ، ذیقعده ، ذیحجه ، محرم) و یا قتل در حرم مکه معظمه واقع شود (مسجدالحرام) علاوه بر مواد ششگانه تعیین شده بعنوان تشدید مجازات ، 3/1 دیه اضافه می شود و سایر مکانها و زمانها هر چند متبرک باشند دارای این حکم نیستند .

سوال : چنانچه صدمه در ماه حرام واقع شود آیا دیه شخص مصدوم نیز افزایش می یابد؟
جواب : تشدید یا افزایش دیه در خصوص صدمه و فوت می باشد نه در خصوص صرف صدمه

 سوال : میزان مجازات قتل های ناشی از تقصیرات رانندگی یا (ناشی از تقصیرات متصدی وسایل نقلیه) را مشخص کنید؟

جواب : طبق ماده 714 ق.م.اسلامی هر گاه بی احتیاطی یا بی مبالاتی یا عدم رعایت نظامات دولتی یا عدم مهارت راننده (اعم از زمینی ، آبی ، هوائی) یا متصدی وسیله موتوری منتهی به قتل غیر عمدی شود مرتکب به شش ماه تا سه سال حبس و نیز در صورت مطالبه اولیای دم به پرداخت دیه محکوم می شود .

 سوال : در صورتی که قتل غیر عمدی(به غیر از مواد تقصیرات رانندگی )واقع شود میزان مجازات مرتکب را مشخص کنید؟
 جواب : در صورتی که قتل غیر عمد به واسطه ی بی احتیاطی یا بی مبالاتی یا عدم مهارت یا عدم رعایت نظامات واقع شود مرتکب به حبس از یک تا سه سال و پرداخت دیه در صورت مطالبه از ناحیه ی اولیای دم محکوم خواهد شد طبق ماده 616 ق.م. اسلامی مانند قتل های ناشی از صدمات کار ، ریزش ساختمان ، سقوط آسانسور و ....

سوال : موارد تشدید مجازات درصدمات  ناشی از تخلفات رانندگی را بیان کنید؟

جواب : طبق ماده 718 ق . م. اسلامی موارد تشدید مجازات عبارتند از :
 1 – هر گاه راننده یا متصدی وسایل موتوری فاقد پروانه رانندگی مربوطه باشد.
 2 – رانندگی در حالت مستی
 3 – سرعت غیر مجاز
 4 – رانندگی با وسیله نقلیه معیوب یا ناقص
 5 – عبور ممنوع یا عبور از محلهائی که برای اشخاص پیاده مشخص شده است. میزان تشدید عبارت است از به مدت یک تا پنج سال محرومیت از حق رانندگی ، همچنین میزان مجازات حبس به بیش از 3/2 حداکثر مجازات تعیین شده (حداقل 2 سال ) شرکت در قتل ( عنصر قانونی)←ماده 212 به بعد ق.م.اسلامی شرکت در قتل عبارت است از:
 1 – هر گاه دو یا چند نفر
 2 – در قتل عمدی
 3 – به صورت مشترک
 4 –نسبت  به سلب حیات از انسان زنده دیگری که تحت حمایت قانون است (محقون الدم )، اقدام نمایند.
بند 1: هر گاه دو یا چند نفر ←در عنصر مادی همانطور که در ماده 42 ق.م.اسلامی در بحث شرکت در جرم داشتیم ، می فرماید اعم از اینکه تاثیر عملکرد آنها ( مداخله کنندگان در ارتکاب جرم )مساوی یا متفاوت باشد ولی در هر صورت قتل باید منتسب به آنها باشد.                             

 عنصر قانونی ←م 212 ق.م.اسلامی در عناصر تشکیل دهنده جرم←عنصر مادی ←رابطه علیت (قتل باید منتسب به این اشخاص باشد با رفتار و قتل انجام شده مرتبط  باشد کلیه اشخاص در عملیات اجرائی جرم بطور مستقیم دخالت داشته باشند                         
عنصر (روانی )معنوی ←باید وحدت قصد داشته باشند یعنی دو یا چند نفر قبلا با هم برنامه ریزی می کنند یا همزمان با وقوع قتل وحدت قصد داشته باشند.
 اراده ارتکاب +قصد مجرمانه که از نظر زمان یا ←قبل از وقوع قتل                                                           ↓از لحظه وقوع یا شروع جرم مجازات شرکا در قتل عمدی همانند میزان مجازات فاعل مستقل قتل است. با این تفاوت که در قتل اگر دو نفر اقدام به کشتن یک نفر کردند به این شرط می توان آن دو نفر را مجازات نمود که دیه مازاد بر جنایت آنها را بپردازند . ماده 212 ق.م.اسلامی در هر صورت حق اولیه قصاص است و می توان به دیه تبدیل شود.

سوال : چنانچه اولیای دم در جرم قتل عمدی در خواست دیه بنمایند ولیکن قاتل حاضر به پرداخت دیه نباشد تکلیف چیست؟

 جواب :مجازات اصلی و مجازات اولیه در جرم قتل عمدی (در صورت وجود شرایط قصاص) مجازات قصاص می باشد بنابراین اگر اولیای دم مطالبه دیه بنماید ولیکن قاتل حاضر به پرداخت دیه نباشد نمی توان قاتل را به پرداخت دیه مجبور نمودحق اولیه ، حق قصاص است .

سوال : چنانچه در قتل عمدی برخی از اولیای دم درخواست دیه بنمایند و برخی دیگر درخواست قصاص و یا برخی از اولیای دم از قاتل گذشت نمایند و اورا ببخشند و برخی دیگر تقاضای قصاص کنند تکلیف چیست؟

جواب:در مواردی که اولیای دم چند نفر باشند تعدادی از اولیای دم درخواست قصاص بنمایند و برخی از آنها درخواست دیه بنمایند در اینصورت اولیای دمی که درخواست قصاص را دارند می بایست سهم دیه سایر اولیای دم را بپردازند بطور مثال : دو نفر اولیای دم وجود دارند که یکی از آنها درخواست قصاص قاتل را دارد و دیگری دیه مطالبه می نماید در اینصورت نفر اول باید مقدار دیه مربوطه را بپردازد تا بتواند قاتل را قصاص کند . همچنین در صورتی که یک نفر از اولیای دم اقدام به بخشش قاتل بنماید ولیکن سایر اولیای دم در خواست اجرای قصاص را بنمایند در این صورت اولیای دمی که تقاضای قصاص دارند می بایست میزانی که مورد عفو و بخشش قرار گرفته باشد به شخص قاتل پرداخت تا بتواند اورا قصاص بنماید زیرا حق قصاص عبارت است از حقی که به همه ی اولیای دم تعلق می گیرد. مواد 218-212 در کلاس درس خوانده شد.


 جلسه چهارم جلسه چهارم 22/12/91

 جرائم علیه تمامیت جسمانی مواد خوانده شده ماده 212 تا 218 ق . م . اسلامی جرائم علیه تمامیت جسمانی ←سلب حیات ( قتل )←قتل عمدی ← بحث قصاص از ماده 204 ق.م. اسلامی                                                                     
قتل غیر عمد  ماده 613 ق.م.اسلامی                           
ایراد ضرب و جرح ←اعضاء  یا منافع
    مجازات قتل عمدی : مرتکب به هر علتی قصاص نشود ( از سه سال تا ده سال )
 1 – در ماده 612 ق.م.اسلامی
 2 – شرکا در قتل بطور مثال دو یا سه نفر مرتکب قتل عمدی شوند و از انسان تحت حمایت قانون سلب حیات نمایند. مقایسه و تفاوت بین مواد 208 و 612 ق.م.اسلامی این است که در ماده 612 ق. م. اسلامی  " مرتکب به هر علتی قصاص نشود " آمده است معاونت در قتل عمدی در ماده 612 ق.م.اسلامی و معاونت در جرمی که در ماده 43 ق.م. اسلامی آمده است عبارت است از معاون هم در عنصر قانونی و هم در عنصر روانی جرم مشارکت دارد و رفتار مجرمانه را انجام می دهد در تبصره ماده 612 ق.م. اسلامی حبس از 1 تا 5 سال حبس تعیین شده است.

سوال : معاونت در قتل عمدی را شرح دهید و میزان مجازات معاون را بیان کنید ؟

جواب : معاونت در جرم حالتی است که شخص بدون آنکه در عنصر مادی جرم یا عملیات اجرائی جرم به طور مستقیم دخالت داشته باشد با مباشر یا شرکای جرم همکاری می نماید قانونگذار معاونت در قتل را بعنوان جرم معرفی و میزان مجازات  آنرا بیان نموده است معاون جرم شخصی است که در عنصر قانونی و عنصر روانی جرم دخالت دارد و خود معاونت دارای عنصر مادی می باشد یعنی صرف تفکر یا قصد بعنوان معاونت در جرم محسوب نمی شود بلکه معاون می بایست یکی از اقدامات مذکور در ماده 43 ق.م. اسلامی را انجام دهد مانند تحریک قاتل به ارتکاب جرم یا تطمیع قاتل یا تشویق قاتل یا وسیله ای برای قتل با علم به اینکه مباشر می خواهد شخص دیگری را به قتل برساند در اختیار قاتل قرار دهد در معاونت جرم، معاون با مجرم باید وحدت قصد داشته باشد بطور مثال : اگر شخصی چاقوئی به شخص دیگری فروخت باید وحدت قصد داشته باشند تا بعنوان معاون جرم محسوب شودو الا معاونت در ارتکاب جرم مجازات معاونت در قتل : طبق تبصره ماده 612 و تبصره ماده 208 ق.م.اسلامی عبارت است از یک تا پنج سال

 سوال : هر گاه قاتل به استناد ماده 612 ق.م. اسلامی به مجازات محکوم شده باشد آیا گذ شت اولیای دم می تواند موجب تخفیف در مجازات تعیین شده باشد؟ بطور مثال در حکم صادره توسط دادگاه صالحه شخصی محکوم به قتل عمدی شده است به مجازات حبس محکوم شده است چنانچه اولیای دم گذشت نمایند آیا تاثیری در مجازات حبس تعیین شده دارد ؟

جواب : به نظر می رسد از آنجائی که این مجازات به نمایندگی جامعه اعمال می شود و قانونگذار بیان داشته که قاتل به هر علتی قصاص نشود که یکی ازمصادیق آن می تواند گذشت اولیای دم باشد بنابراین گذشت اولیای دم تاثیری در تخفیف مجازات ندارد . یک حالت استثنائی برای معاونت است که مجازات حبس ابد محکوم می شود . بحث اکراه در قتل ماده 211ق.م. اسلامی

 سوال : عبارت " به هر علت قصاص نشود "  را شرح دهید؟

 جواب : قانونگذار در تعیین مجازات قاتل عمدی در ماده 612 ق.م.اسلامی این عبارت را بکار برده است و مصادیق آن فراوان است از جمله موارد زیر می باشد  :

 1 – قتل توسط دیوانه یا نابالغ ( ماده 221 ق.م. اسلامی )البته مجانین فاقد مسئولیت جزائی هستند و به مجازات حبس محکوم نمی شوند.
 2 – قتل دیوانه توسط عاقل ( ماده 222 ق.م. اسلامی)
3 – قتل فرزند توسط پدر یا جد پدری
4 – و کلیه مصادیق مذکور در ماده 208 یا 612 ق.م. اسلامی 
5 – اولیای دم قادر به پرداخت دیه مازاد بر جنایت نباشد اعم از اینکه مباشران قتل عمدی  چند نفر باشند و یا اینکه اولیای دم در مطالبه دیه یا قصاص اختلاف داشته به نحوی که برخی از اولیای دم دیه مطالبه نمایند و قاتل نیز حاضر به پرداخت دیه باشد سایر اولیای دم نیز  قادر به پرداخت دیه مازاد بر جنایت نباشند.
 6 – چنانچه یک یا چند نفر از اولیای دم ،صغیر باشند و سایر اولیای دم کبیر بوده و تقاضای قصاص نمایند ولیکن قادر به تودیع سهم صغار در صندوق نباشند.

سوال : شروع به قتل عمدی را شرح دهید؟

جواب : قانونگذار جرم شروع " به جرم را " در ماده 41 ق.م. اسلامی بیان نموده است هر گاه شخصی قصد ارتکاب جرمی بنماید و مبادرت به شروع عملیات اجرائی بنماید ولیکن جرم منظور واقع نشود ، چنانچه اقدامات انجام شده جرم باشد محکوم به مجازات همان جرم محکوم می شود مجرم قصد ارتکاب جرم و عملیات و اقداماتی که فقط مقدمه جرم بوده و ارتباطی مستقیم با وقوع جرم نداشته باشد ( مثل خرید چاقو ، اسلحه ، سم)شروع به جرم نبوده و از این حیث قابل مجازات نیست . قانونگذار در جرایم علیه اشخاص در ماده 613 ق.م. اسلامی شروع به قتل عمدی را بعنوان جرم مستقلی شناخته است . بنابراین عنوان مجرمانه ( شروع به قتل عمدی ) در ماده 613 ق.م. اسلامی پیش بینی شده است با این قید که نتیجه منظور ( قتل یا سلب حیات ) بدون اراده قاتل محقق نشود در اینصورت مجازات قاتل از 6 ماه تا 3 سال حبس تعزیری می باشد اگر عملیات مادی شروع به قتل دارای عنوان مجرمانه دیگری نیز باشد مانند تهیه اسلحه در این صورت اعمال  مجرمانه ارتکابی به صورت متعدد می باشدو تعدد جرم مطرح می شود .

سوال : معاونت در شروع به قتل عمدی را شرح دهید؟

جواب : در مواد 612 و 613 ق.م. اسلامی عنوان مجرمانه معاونت در شروع به قتل پیش بینی نشده است ولیکن با توجه به مواد 726 و 43 ق.م. اسلامی می توان گفت عنوان مجرمانه معاونت به شروع به قتل عمدی در قانون شناخته شده است و میزان مجازات چنین معاونی با توجه به ماده 726 عبارت است از 6 ماه حبس تعزیری . شروع به قتل عمدی زمانی محقق می شود که شخصی به قصد سلب حیات از شخص یا اشخاص دیگر مبادرت به انجام عملیاتی  داخل در عنصر مادی قتل عمدی نماید ولی قصد مرتکب به هر علتی که خارج از اراده او بوده ، معلق و بی اثر مانده و عملیات اجرائی به نتیجه مورد نظر مرتکب جرم ختم یا منجر نشود.

 سوال : قتلهای غیر عمدی ( به غیر از موارد تخلفات ناشی از تقصیرات رانندگی ) را شرح دهید ؟

سوال : قتلهای غیر عمدی را شرح دهید؟

جواب : عنصر قانونی عبارت است از ماده 616 ق. م . اسلامی عنصر مادی عبارت است از رفتار مجرمانه ای که ممکن است به صورت فعل یا ترک فعل باشد که در هر صورت عملیات اجرائی یا عنصر مادی مستقیما منجر به سلب حیات از مجنی علیه شود . عنصر روانی این جرم که از جرائم غیر عمدی محسوب می شود فاعل جرم اعمال خود را به صورت ارادی انجام داده است اعم از اینکه اعمال ارادی که به نتیجه محرمانه منتهی شده است یا اعمال ارادی دیگر بطور مثال : شخصی سنگی یا چیزی را پرتاب می کند که یا با قصد انجام میگیرد و یا  برای زدن پرنده ای است راننده ای که با اتومبیل می نماید " رانندگی "عملی ارادی است . در اثر رانندگی به عابری برخورد می نماید و منجر به فوت عابر می شود در این صورت قتل غیر عمدی محسوب می شود .

همچنین مرتکب جرم دارای تقصیر جزائی می باشد که تقصیر جزائی عبارت است از :
 1 – بی احتیاطی
 2 – بی مبالاتی
 3 – عدم رعایت نظامات دولتی
 4 – عدم مهارت
 5- عدم رعایت ضوابط فنی قتل غیر عمدی : اراده ارتکاب + تقصیر جزائی = خطای جزائی در مواردی تقصیر بین مباشر ( قاتل ) و مقتول تقسیم می شود . در پرونده های تشکیل شده در مراجع قضائی به موارد از مصادیق این جرم برخورد می کنیم مانند :
 1 – سقوط آسانسور که منجر به مرگ سرنشینان آن شده است .
 2 – قتلهای ( مرگهای )  ناشی از گودبرداری های ساختمانی
 3 – قتل یا مرگ های ناشی از جرائم های پزشکی ( تقصیر تکنسین اتاق عمل ، پرستار ، پزشک و...)
 4 – در بسیاری از حوادث ناشی از کار ( سقوط اشیاء ) سقوط کارگر در حین کار که منجر به مرگ وی شود . مجازات این نوع قتل عمدی شامل : حبس از یک تا سه سال و دیه در صورت مطالبه اولیای دم در هر صورت باید بین تقصیر و قتل ( سلب حیات ) رابطه وجود داشته باشد بطور مثال : کارفرما وظیفه داشته که محیط امن و سالم را برای کارگران فراهم آورد و سایل ایمنی را برای کارگران فراهم آورد اگر کار فرما تقصیر داشته کارگر در حین اجرای کار مصدوم یا در اثر صدمه فوت نموده است در اینصورت صدمه بوجود آمده جرم ایراد صدمه بعنوان جرم غیر عمدی محسوب می شود ودر صورت فوت کارگر ، قتل واقع شده بعنوان قتل غیر عمدی محسوب می شود . تعریف شرکت در جرم قتل عمدی : هرگاه دو یا چند نفر (شخص) با وحدت قصد قبلی مبادرت به سلب حیات از انسان زنده دیگری بنماید بطوری که جرم قتل واقع شده منتسب به کلیه مداخله کنندگان در ارتکاب قتل عمدی باشد به عبارت دیگر شرکای در قتل در هر سه عنصر قانونی ، مادی ( عملیات اجرائی ، رفتار مجرمانه ) عنصر روانی ( قصد مجرمانه ) دخالت داشته باشند .
میزان مجازات شرکت کنندگان در جرم قتل عمدی: طبق ماده 212 ق.م. اسلامی اولیای دم مقتول می تواند یا اختیار دارد با اذن ولی امر ( پس از قطعیت حکم صادره از مراجع قضائی ) همه شرکاء را قصاص کند ولیکن اولیای دم به شرطی می توانند همه قاتلین را قصاص کنند که دیه مازاد بر جنایت را به آنها پرداخت کنند بطور مثال اگر دو نفر قاتل اقدام به کشتن یک نفر نموده اند اولیای دم  می بایست یک دیه کامل به قاتلین بپردازند تا بتوانند هر دوی آنها را قصاص کنند و اگر اولیای دم دیه مازاد بر جنایت را نداشته باشند طبق ماده 208 ق.م. اسلامی رفتار خواهد شد

بنابراین مجازات جرم قتل عمدی عبارت است از :

الف : قصاص ( ماده 205 ق.م. اسلامی در صورت وجود شرایط مربوطه)
 ب : طبق مواد 208 و 612 ق.م. اسلامی 3 تا 10 سال حبس

 سوال : چنانچه قاتل یا شرکای در قتل عمدی حاضر به قبول و پذیرش مجازات قصاص باشند ولیکن اولیای دم خواستار الزام قاتل یا قاتلین به پرداخت دیه باشند آیا می توات قاتل یا قاتلین را به پرداخت دیه ملزم کرد ؟

جواب : خیر زیرا مجازات جرم قتل عمدی قصاص نفس می باشد اگر چه در مبانی حقوقی توصیه به صلح و سازش و گذشت شده است ولیکن مجازات جرم قتل عمدی با وجود شرایط مربوطه در قانون مشخص شده است ( قصاص نفس )
 سوال : مقایسه و تطبیق مواد 41 و 613 ق.م. اسلامی سوال مشابه : شروع به جرم در جرم قتل عمدی و سایر جرائم را با استناد به مواد قانونی شرح دهید ؟
جواب : در ماده 41 ق.م. اسلامی بحث شروع به جرم مورد قانونگذاری ( تقلین) قرار گرفته است و شروع به جرم حالتی است که شخص پس از قصد ارتکاب جرم اقدام به عملیات اجرائی یا عنصر مادی جرم نموده است ولیکن نتیجه مجرمانه بنا به دلایلی واقع نشده است در این حال اقدامات انجام شده فراتر از قصد بوده است زیرا مجرد قصد ارتکاب جرم ، بعنوان عمل مجرمانه محسوب نمی شود و قصد مجرمانه می بایست همراه با آثار مادی باشد تا بتوان مرتکب را مجازات نمود. در ماده 41 ق.م. اسلامی مربوطه به جرائم تعزیری و بازدارنده بوده و از طرف دیگر صرفا فرمول تعیین مجازات را برای دادگاه مشخص کرده است در صورتیکه در ماده 613 ق.م. اسلامی جرم شروع به قتل عمدی مورد تقلیل قرار گرفته و میزان مجازات را بطور دقیق مشخص نموده است که عبارت است از شش ماه تا سه سال حبس تعزیری و در واقع شروع به قتل عمدی حالتی است که مرتکب جرم با اعمال ارادی خود و از روی علم و آگاهی با سوء نیت و قصد مجرمانه اقدام به عملیات مجرمانه به قصد سلب حیات از انسان ( شخص حقیقی ) دیگری بنماید ولیکن نتیجه مورد نظر (سلب حیات از دیگری) بدون اراده وی (فاعل) محقق نشود چنانچه انصراف از قتل ارادی باشد رفتار ارتکابی مشمول ماده 613 ق.م. اسلامی نمی باشد.

 18/1/92
جلسه پنجم
جرائم علیه حیثیت معنوی اشخاص جرم  افترا و نشر اکاذیب در فصل 27 مواد 697 لغایت 700 ق. م. اسلامی بیان شده است . جرائم افترا به صورت افترا قولی ( شفاهی یا کتبی ) و افترا عملی در دو ماده قانونی جداگانه بیان شده است . تعریف جرم افترا شفاهی یا کتبی : عبارت است از انتساب رفتار مجرمانه به دیگری بدون صحت داشتن به یکی از شیوه های مذکور در ماده 697 ق.م. اسلامی که البته وسیله ارتکاب جنبه حصری نداشته  بلکه دارای جنبه تمثیلی است ( بطور مثال ) وسایل ارتکاب جرم یا شیوه های ارتکاب جرم عبارت اند از :

  بند یک : نسبت دادن از طریق اوراق چاپی

 2 – نسبت دادن رفتار مجرمانه به دیگری از طریق دست نوشته یا اوراق خطی

 3- ارتکاب جرم از طریق  درج در روزنامه یا جرائد و مجله

 4- سخنرانی یا نطق در مجامع

 5- انتصاب رفتار مجرمانه به دیگری از طریق وسایل و دستگاههای دیجیتالی کامپیوتری ماهواره ای و غیره

 6- از هر طریق دیگری که بتوان رفتار مجرمانه ای را به دیگری نسبت داد .
رفتار انتصابی به دیگری می بایست رفتار مجرمانه باشد بنابراین اگر شخصی یک رفتار غیر اخلاقی را به دیگری نسبت دهد مانند آنکه بگوید تو درغگو هستی یا تو همسر خود را طلاق داده ای یا از همسرت طلاق گرفته ای هر چند این رفتارها موجبات هتک حیثیت طرف مقابل میشود ولیکن مشمول جرم افترا نیست بلکه می بایست  رفتار مجرمانه به دیگری نسبت داده شود مشروط بر اینکه مرتکب ( نسبت دهند ) نتواند صحت آن اسناد را اثبات نماید. 

 عنصر معنوی یا عنصر روانی جرم افترا این جرم از جرائم عمدی است به این معنا که رفتار مرتکب می بایست ارادی باشد ودر خصوص سوء نیت یا داشتن قصد مجرمانه دو نظریه یا دو شیوه وجود دارد .

جرم افترا  ←عام ←اراده ارتکاب + قصد مجرمانه (سوء نیت)   
         ↓خاص ←اراده ارتکاب (اعمال ارادی ) نظریه مفروض بودن قصد مجرمانه در جرم افترا که مرتکب آنرا مفتری می گویند به دو صورت افترا عام و افترا خاص ( جرم قذف) که به دو صورت ارتکاب می یابد چنانچه جرم افترا عام باشد مرتکب می بایست علاوه بر اراده ارتکاب دارای قصد مجرمانه یا سوء نیت باشد در صورت عدم اثبات قصد مجرمانه مرتکب ، جرم واقع نشده است بعبارت دیگر مرتکب قاتل مجازات نیست زیرا برای تحقق هر جرمی می بایست عناصر سه گانه قانونی ، مادی و روانی تحقق یابد. در جرم افترا خاص که جرم قذف نیز نامیده می شود انتساب رفتار مجرمانه جرائم جنسی زنا یا لواط به دیگری می باشد در صورتیکه نسبت دهنده نتواند به یکی از شیوه های قانونی جرم ارتکابی را اثبات نماید در اینصورت به حد قذف محکوم می شود عبارت " جزء در مواردی که موجب حد است " در ماده 697 ق.م. اسلامی بیان شده است که ناظر به جرم افترا خاص یا جرم قذف می شود. از جمله مثالهائی که برای تحقق جرم قذف می توان بیان داشت عبارتند از  :
 1 – چهار نفر مرد عادل در دادگاه برای اثبات وقوع یکی از جرائم جنسی زنا یا لواط در دادگاه حاضر شود یکی از آنها شهادت خود را به کیفیتی بیان نماید که از روی قطع و یقین نباشد برای سایر شهود ، حد قذف ، تعلق می گیرد .
 2 – چهار نفر مرد عادلی که در دادگاه حاضر شده و بطور یقین شهادت داده اند فسق یا بی عدالتی یکی از آنها ثابت شود اعتبار کل شهادت 4 نفر از بین می رودو شخصی که علیه او شهادت داده شده است می تواند به لحاظ جرم قذف از شهود مربوطه شکایت نماید و درخواست اعاده حیثیت نماید .
 3 – چهار نفرمرد عادل قرار گذاشته اند که در ساعت 9 صبح روز یکشنبه در دادگاه حاضر شده و با هم شهادت دهند یک نفر از آنها به دلیل دوری مسافت با تاخیر میرسد و سه نفر دیگر منتظر رسیدن شخص 4 نمیشوند در اتاق دادگاه حاضر شده و شهادت خود رابیان می کنند در اینصورت برای سه نفر شهودی که اقامه شهادت نموده اند ، جرم قذف محقق می شود . فلسفه سختگیری در این جرم حفظ شئونات و حیثیت اشخاص جامعه می باشد همانطور که بیان شده است حرمت آبروی یک نفر مسلمان یا مومن همانند حرمت خانه کعبه است.

سوال : میزان مجازات جرم افترا را بیان کنید؟

جواب : جرم افترا خاص یا قذف از جمله جرائم مستوجب حد است مجازات حد به مجازاتی گفته می شود که کیفیت و کمیت آن بیان شده است قابل کاهش یا تشدید یا افزایش نمی باشد به استناد مواد 139 لغایت 164 ق.م. اسلامی مجازات جرم قذف 80 ضربه شلاق می باشد و دارای مجازات تبعی نیز می باشد . شهادت آنان بعد از این که جرم قذف واقع شد دیگر پذیرفته نمی شود و بعنوان اشخاص فاسق شناخته می شود مگر آنکه توبه نمایند و توبه آنها در جامعه پذیرفته شده باشد. مطالبه اجرای حد قذف منوط به شکایت شاکی است (طبق قانون ) مجازات افترای عام : عبارت است از یکماه تا یکسال حبس بعلاوه تا 74 ضربه شلاق یا یکی از این دو مورد بعبارت دیگر مجازات جرم افترا عام از مجازاتهای تعزیری است که دارای حداقل و حداکثر بوده و تابع تخفیف یا تشدید مجازات می باشد که قاضی دادگاه با توجه به قانون مخیر است مجازات حبس را اعمال نماید یا مجازات شلاق را اعمال نماید یا هر دو مجازاتها را و یا اینکه مجازات حبس و شلاق  تبدیل به جزای نقدی کنند . جرم افترا عملی :

 عنصر قانونی ماده 699 ق.م.اسلامی عنصر مادی عبارت است از اینکه فاعل جرم به قصد متهم نمودن دیگری وسایل جرم یا اموال مسروقه یا اموال یا اشیائی که یافت شدن یا پیدا شدن آن در تصرف یکنفر موجب اتهام او شود در منزل یا محل کسب یا جیب یا هر مکان یا موقعیت دیگری که متعلق به بزه دیده باشد قرار دهد یا مخفی نماید یا به هر نحوی متعلق به قلمداد نماید و در اثر این رفتار موجب تحت تعقیب قرار گرفتن طرف مقابل شود .

عنصر روانی جرم این را از جرائم عمدی است یعنی مرتکب باید دارای رفتار ارادی بوده و همچنین دارای قصد مجرمانه باشد و زیان دیده و  متضرر از جرم نیز می بایست اطلاعی از موضوع نداشته باشد یطور مثال هر گاه شخص الف که بنحوی اموال مسروقه یا اشیا مجرمانه را تحصیل نموده و با علم آگاهی شخص ب ، آن اموال را در اختیار شخص ب قرار دهد یا در خانه یا در اتومبیل او قرار دهد هر چند شخص الف قصد متهم کردن و قصد افترا عملی نسبت به شخص ب را دارد ولیکن جرم افترا عملی محقق نشده است چون شخص ب علم و آگاهی داشته و لازمه تحقق جرم افترا عملی علاوه بر ارادی بودن و داشتن قصد مجرمانه می بایست بدون علم و آگاهی متضرر از جرم باشد.

میزان مجازات : این جرم از جرائم تعزیری است به استناد ماده 699 ق.م. اسلامی مرتکب به یکی از این دو نوع مجازات محکوم می شود که عبارت اند از مجازات حبس از 6 ماه تا سه سال ، یا مجازات شلاق تا 74 ضربه (بطور مثال یک ضربه شلاق ) مجازات جرم افترا عملی و افترا قولی منوط به مطالبه شاکی خصوصی است به عبارت دیگر تعقیب جرم شروع به رسیدگی و یا هر یک از مراحل مربوطه منوط و مشروط مطالبه شاکی خصوصی می باشد ودر هر زمانی که شاکی خصوصی گذشت نماید ادامه رسیدگی یا مجازات متوقف میشود.

جرم افترا : جرمی است که مرتکب آن (فاعل جرم ) رفتار مجرمانه ای را به دیگری نسبت می دهد (نسبت دادن رفتار مجرمانه به دیگری ) اگر اثبات شود حوزه این مبحث نیست . مشروط بر اینکه مرتکب جرم نتواند صحت آن اسناد را ثابت کند، بحث نسبت دادن رفتار مجرمانه به دیگری ( تو خائن هستی ، تو کلاهبرداری )(حکایت از یک ماجرا یا واقعه) تو دزدی ، تو قاتلی ، اگر اینها بصورت نسبت باشد موضوع جرم افترا است ولی اگر توهینی کرده باشد موضوع این جرم نیست و جرم دیگری است . م 697 ق.م.اسلامی به هر طریقی اعم از عملی یا قولی که عبارتند از :
اوراق ← چاپی                                                                                                                  ↓خطی نشریات –  در صورتی اعمال انتسابی بخصوصی باشد افترا  اگر مشمول حد شود و ماده  139 ق.م.اسلامی اعمال می شود . عناصر تشکیل دهنده جرم :

 1 – عنصر قانونی م 697  ق.م.اسلامی به شرط اینکه افترای مشمول حد نباشد اگر افترا مشمول حد شود ماده  139 ق.م.اسلامی

 2 – عنصر مادی : مرتکب با رفتار مجرمانه که با فعل است اعمال مجرمانه ای را به دیگری نسبت می دهد ، اگر نسبت زنا یا لواط باشد مشروط بر اینکه نتواند ثابت کند طبق ماده 139 ق.م. اسلامی مشمول مجازات حد ،80 ضربه شلاق میشود اگر غیر از این جرائم را نسبت دهد مثل جرم قتل / جرم سرقت / جرم کلاهبرداری تحت عنوان جرم افترا ماده 697 ق.م.اسلامی است :

اگر یکسری از رفتارهای خلاف اخلاق را نسبت دهد که جرم نباشد مرتکب جرم این ماده نیست مثل درغگوئی ، در افترا باید جرمی را نسبت دهند مثل اینکه تو دزدی و اگر همین را بگوید باز هم افترانیست باید حکایت از واقعه ای باشد نسبت به شی ء مشخصی باشد تا جرم افترا محقق شود . وسایل ارتکاب جرم ، قانونگذار از مصادیقی نحوه ارتکاب جرم یا وسایل ارتکاب جرم  را عنوان کرده است بعنوان مثال :

 1-  اوراق چاپی
 2- اوراق خطی
 3- نطق در مجامع
 4- انتشار در نشریات و مطبوعات
 5- یا به هر وسیله دیگر مواردی که در قانون آمده است جنبه تمثیلی دارد (موارد دیگر را نیز شامل میشود )

 3 – عنصر معنوی : از جمله جرائم عمدی است ←اراده ارتکاب + قصد مجرمانه یا (سوء نیت ) اگر خانه شخصی مورد سرقت واقع شده باشد شخص  الف سرقت کرده و مجرم باشد ولیکن شاکی جرم سرقت را به شخص ب نسبت دهد  چون شاکی قصد مجرمانه نداشته است و فقط اشتباه کرد در تشخیص فرد بنابراین افترا از جمله جرایم عمدی محسوب میشود افترا جزء جرایم عمدی است یعنی اراده ارتکاب + قصد مجرمانه وجود دارد مرتکب باید سوء نیت داشته باشد میزان مجازات:
 1 – یک ماه تا یک سال حبس یا                                              
 2 – تا 74 ضربه شلاق یا                                                
 3 – هر دو مجازات نوع مجازات افترا از مجازات های تعزیری است ( قابل تغییر است ) یا بند 1 یا بند 2 یا بند 3 و مجازات حبس کمتر از سه ماه یک روز تبدیل  به جزای نقدی می شود چون امروزه صدور حکم کمتر از سه ماه و یک روز  ممنوع است . اگر جرم انتسابی مشمول حد باشد در اینصورت ماده 139 ق م اسلامی تجزیه و تحلیل می شود . اگر شخصی جرائم مربوط به ماده 139 ق.م. اسلامی از جمله زنا یا لواط را  به دیگری نسبت دهد باید دلایل بیاورد . دلایل برای اثبات جرم ماده 139 ق.م.اسلامی :
 1 – 4 شاهد مرد عادل                                                                    
 2 – 2 مرد عادل و 4 زن عادل                                                                         
 3 – اقرار و اگر جرم انتسابی اثبات شد در این صورت شخصی که به وی جرم نسبت داده شده است مجازات می شود و موضوع جرم افترا نیست ولی اگر دلایل اثبات جرم ارائه نشد در اینصورت نسبت دهندگان اعم از اینکه شاهد یا شاکی باشند به مجازات حد قذف محکوم می شوند اعم از اینکه نسبت دهندگان سوء نیت داشته یا سوء نیتی نداشته باشند زیرا حفظ شخصیت اشخاص و حفظ آبروی اشخاص در جامعه ایجاب میکند که اجازه داده نشود هر شخصی به دیگری نسبت ناروائی بزند بنابراین اگر در افترا عام شخصی که نسبت سرقت یا جرائم دیگری غیر از ( زنا و لواط) را به دیگری نسبت دهد و نتواند صحت آن اسناد را را ثابت کند باید سوء نیت یا قصد مجرمانه او احراز شود در صورتی که در جرم قذف یا افترا خاص به محض اینکه نسبت دهنده اعم از شاکی یا شهودنتواند با حد نصاب قانونی و یا از طریق دلایل قانونی صحت آن اسناد را ثابت کند اعم از اینکه قصد مجرمانه داشته یا نداشته باشند (طبق نظریه  ق. م اسلامی در صورت مطالبه یا شکایت شاکی ) نسبت دهندگان به حد قذف محکوم میشوند . البته برخی از حقوقدانان عقیده دارند تحقق حد قذف  لزومی به شکایت شاکی ندارد و باید حد قذف برای آنها ( نسبت دهندگان )اجرا می شود در اثبات برخی از جرائم  باید هر 4 نفر شهادت دهندگان می بایست همگی با هم باید شهادت دهند .
همچنین در قرآن مجید سوره مبارکه نور میزان مجازات حدقذف  به مقدار 80 ضربه شلاق و اینکه  شهود بعنوان فاسق تلقی می شوند تصریح و بیان شده است .

میزان مجازات جرم قذف : عبارت است از اینکه اولا جرم قذف از جرائم مستوجب حد می باشد یعنی کیفیت و کمیت آن در شرع مقدس و نهایتا در قانون بیان شده است ثانیا میزان مجازات عبارت است از 80 ضربه شلاق که بعنوان مجازات اصلی می باشد و صفت عدالت شهودی که نتوانستند صحت اسناد را ثابت کنند از بین می رود عدم اثبات به دلیل  آنکه شهود  به حد نصاب قانونی نرسیدند و یا اینکه یکی از شهود از شهادت خود صرف نظر کرده (عدول از شهادت) و یا اینکه فاسق ( عادل نبودن) یکی از شهود به اثبات برسدو شهادت شهود مذکور در سایر دعاوی و اختلافات پذیرفته نمی شود مگر آنکه توبه نمایند. 

 مصادیقی از وقوع یا تحقق جرم قذف :
بند 1- چهار نفر شاهد ، یا بعبارت دیگر یکی از شهود به موقع برای اقامه شهادت حاضر نشود
 بند 2- یکی از شهود حاضر شده به کیفیتی شهادت دهد که قطع و یقین از شهادت وی فهمیده نشود .
بند 3- کیفیت شهادت شهود از نظر زمانی یا مکانی با همدیگر تفاوت داشته باشد. موارد دیگر در مواد 139 ق.م. اسلامی به بعد .
عنصر مادی مثل جرم افترا قبلا بیان شد در اینجا به بررسی عنصر روانی جرم افترای خاص ( قذف ) می پردازیم.

عنصر معنوی جرم قذف : رفتار ارادی اعم از اینکه قصد مجرمانه وجود داشته باشد یا خیر نظریات مختلفی وجود دارد  یک نظریه اینکه سوء نیت و قصد مجرمانه مفروض  است مانند چک بلا محل  و نظر دیگر که بهتر است اینکه گفته شده کاری به قصد مجرمانه نداریم که باشد یا نباشداین جرم از جرائم مادی صرف می باشد.برخی از حقوقدانان نیز معتقدند این جرم از جرائم عمدی بوده و فصد مجرمانه ضرورت دارد .

افترای عملی : افترا عملی در ماده 699ق.م. اسلامی : شخصی به قصد مرتکب نمودن دیگری وسایل مجرمانه (اسلحه جنگی / مواد مخدر) یا آلات یا ادوات ناشی از جرم مثل اموال مسروقه در ملک دیگری یا بنحوی در محدوده ی تصرفی یا مالکانه ی دیگری قرار دهد ودر اثر این  عمل سبب تعقیب دیگری شود در صورت اثبات حکم برائت آن شخص ( دیگری) و یا قرار منع تعقیب او برای این شاکی ( که متهم شده  بود ) حق شکایت بوجود می آید که به این رفتار یعنی اقدامی که سبب متهم شدن دیگری شود افترای عملی گویند.

سوال : اگر فاعل جرم که قصد متهم کردن دیگری را دارد و با علم آگاهی طرف مقابل بخواهد که آن شخص این وسایل را نگهداری کند بطور مثال شخص الف مبادرت به سرقت محلی نموده و تعدادی از گوشی تلفن همراه قیمتی را سرقت نموده است و سراغ دوستش بنام شخص ب می آید و از او می خواهد که چند روزی این اجناس قیمتی مسروقه را نگهداری کند و یا به هر نحو دیگری شخص ب از ممنوع بودن یا مسروقه بودن این اموال علم و آگاهی پیدا می کند سپس خود شخص الف یا اشخاص دیگر به قصد متهم نمودن شخص ب به مامورین اطلاع می دهد که شخص ب اشیاء مسروقه یا اشیاء و اموال ممنوعه را نگهداری می کنند و با این رفتار موجبات تعقیب شخص ب را فراهم می کند آیا جرم افترا " عملی " محقق شده یا خیر ؟

جواب : شخصی که اموال مسروقه یا ممنوعه را با علم و آگاهی نگهداری نموده حق شکایت کیفری افترا را ندارد و بعبارت دیگر یکی از شروط تحقق جرم افترا عملی این است که متضرر از جرم علم و آگاهی از ممنوع بودن آن اشیاء یا اموال را نداشته باشدو در ارتکاب جرم همکاری ننموده باشد .

جرم تشویش اذهان عمومی: عنوان مجرمانه : تشویش اذهان عمومی م 698ق.م.اسلامی – به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی – اظهار اکاذیب – تصریحا و تلویحا نسبت دهد عنصر قانونی ماده 698 ق.م.اسلامی :
بند 1 – هر شخص به قصد اضرار به غیر یا بعبارت دیگر به قصد ضرر رساندن به دیگری یا بقصد تشویش ( استرس – اضطراب ) اذهان یا افکار عمومی یا مقامات رسمی ( اعم از دولتی یا عمومی)
بند 2-  به وسیله ی اوراق چاپی یا اوراق خطی یا امضاء یا بدون امضاء به شرط آنکه معلوم و مشخص شود که توسط چه شخصی این نامه ها نوشته یا چاپ شده است .
بند 3- دروغ یا اکاذیبی را که در جامعه ایجاد تشویش یا اضطراب می نماید اطلاع رسانی نموده یا بیان نماید
بند 4- یا اعمالی را بر خلاف حقیقت بعنوان نقل قول از دیگری یا راسا به شخص حقیقی یا شخص حقوقی یا مقامات رسمی تصریحا یا تلویحا نسبت دهند .
 بند 5- اعم از اینکه از طریق مزبور به نحوی از انحای ضرر مادی یا ضرر معنوی به دیگری وارد شود یا نشود در اینصورت جرم تشویش اذهان عمومی محقق شده است .

عنصر مادی جرم : عبارت است از رفتار ارادی که بصورت فعل مثبت می باشد بنابراین مرتکب جرم می بایست مبادرت به رفتار مجرمانه ای بنماید که به صورت فعل باشد .

عنصر روانی یا معنوی : این جرم از جرائم عمدی است یعنی مرتکب جرم می بایست دارای رفتار ارادی بوده و سوء نیت یا قصد مرمانه داشته باشد و به نا مشروعیت یا غیر قانونی بودن رفتار خود علم و آگاهی داشته باشد. میزان


مجازات عبارت است از :
 بند 1- اعاده حیثیت شخص متضرر از جرم
بند 2- مجازات حبس از 2 ماه تا 3 سال و یا تا 74 ضربه شلاق یعنی در صورت اثبات جرم ، دادگاه متهم به جرم تشویش اذهان عمومی را به مجازات حبس و یا شلاق محکوم می نماید و این نوع مجازات از مجازاتهای تعزیری است یعنی قابل تخفیف یا قابل تشدید یا تعلیق یا ... می باشد .
ضمنا به موجب قانون وصول برخی از در آمدهای دولت صدور حکم حبس به کمتر از 3 ماه و یک روز در حال حاضر ممنوع می باشد و می بایست به جزای نقدی تبدیل شود شیوه ارتکاب بصورت تمثیلی است . تجزیه و تحلیل جرم هجو کردن یا بدگوئی نسبت به دیگران :

عنصر قانونی :ماده 700 ق.م.اسلامی از جمله جرائم حیثیت معنوی اشخاص  است . تجزیه و تحلیل جرم موضوع ماده 700 ق.م.اسلامی : عنوان مجرمانه هجو کردن دیگری = بدگوئی بعنوان مثال شخصی موقعیت اجتماعی دارد و شخصی مرتکب جرم هجو کردن به وی شود. عنصر مادی به صورت فعل مثبت می باشد اعم از اینکه بصورت کتبی یا شفاهی باشد وسیله ارتکاب جرم یا نحوه ارتکاب جرم جنبه تمثیلی دارد .
عنصر روانی یا معنوی: این جرم از جرائم عمدی است یعنی مرتکب جرم می بایست دارای اراده ارتکاب یا قصد مجرمانه باشد .
 میزان مجازات : عبارت است از یک تا شش ماه حبس این جرم از جرائم تعزیری یعنی قابل تخفیف یا تشدید یا تعلیق می باشد. جرائم موضوع مواد 697 لغایت 700 از ق. م. اسلامی از جمله جرائم علیه حیثیت معنوی اشخاص می باشد اولا تعقیب آنها نیاز به شکایت شاکی خصوصی دارد همچنین در هر مرحله ای که شاکی خصوصی گذشت نماید تعقیب یا رسیدگی یا مجازات متوقف می شود .



جلسه ششم
جرائم علیه اشخاص از ماده 612 لغایت 641 ق.م. اسلامی
یکی از جرائمی که در این مواد بحث شده جرم آدم ربائی است .
عنصر قانونی جرم آدم ربائی : ماده 621 ق.م.اسلامی در مورد سن مجنی علیه کمتر از 15 سال باشد در ماده 631 ق.م. اسلامی در مورد دزدیدن طفل تازه به دنیا آمده می باشد .
ربودن انسان موضوع جرمی است که اصطلاحا آنرا آدم ربائی می گویند . ماهیت عنوان مجرمانه ی جرم آدم ربائی عبارت است از: سلب آزادی از شخص بزه دیده یا مجنی علیه .
جرائم دیگری مانند حبس و توقیف غیر قانونی که موضوع ماده 583 ق.م.اسلامی می باشد دارای وجوه افتراق واشتراکی با ماهیت جرم آدم ربائی می باشد .
عنصر مادی جرم موضوع ماده 621 ق.م.اسلامی : رفتار مجرمانه به صورت فعل مثبت مادی بنحوی که باعث سلب آزادی از دیگری می شود.
واژه " ربودن " در واقع عنصر مادی جرم سرقت است که موضوع آن اصولا مال است ولی در اینجا بحث ربودن یا مخفی کردن شخص انسان زنده می باشد که با حیله یا تهدید یا زور یا به هر نحو دیگر انجام می شود.
وسیله ارتکاب و نحوه ارتکاب جرم : وسیله و نحوه ارتکاب جرم جنبه تمثیلی داشته و به هر شکل یا شیوه ای ممکن است انجام شود که نهایتا منجر به ربودن انسان شود . ربودن انسان ماهیتا سبب سلب آزادی ( ولو بطور موقتی ) از بزهدیده یا مجنی علیه می باشد . مباشرت فاعل جرم در ارتکاب جرم ضرورت ندارد بعبارت دیگر مباشر جرم ممکن است شخصا یا توسط دیگری مبادرت به ربودن یا مخفی کردن انسان دیگری بنماید.
نکته : دو واژه " ربودن " و " مخفی کردن " در ماده قانونی بکار رفته است ربایش یا ربودن جرمی آنی است و مخفی کردن جرمی مستمر است .
مخفی کردن معمولا در جائی است که محفوظ و دور از انظار عمومی باشد و حتی ممکن است محل مربوطه را قفل نموده باشند .
عملیات اجرائی ربودن یا مخفی کردن مجنی علیه ممکن است مستقیما توسط شخص مباشر و یا به دستور مباشر صورت گرفته باشد در هر صورت کلیه اشخاص که در این جرم بعنوان فاعل ، مباشر ، یا شریک دخالت دارند زمانی مجرم محسوب می شوند  که بر وقوع جرم تبانی یا تفاهم داشته باشند بنابراین مرتکب اصلی جرم آدم ربائی ممکن است فاعل معنوی جرم باشد نه فاعل مادی . ( مباشر و شریک جرم در عنصر مادی جرم دخالت دارند ولی معاون در عنصر مادی جرم دخالت ندارد.)
عنصر معنوی (روانی) جرم آدم ربائی موضوع ماده 621 ق.م. اسلامی: این جرم از جرائم عمدی محسوب می شود.
"اراده ارتکاب + قصد مجرمانه "
رفتار ارادی + علم به نامشروعیت عمل ارتکابی به انگیزه های مختلف
بروز رفتار مجرمانه باید بنحوی باشد که عملیات مجرمانه ناشی از اراده و خواست مرتکب باشد یعنی باید عمل ارتکابی و عامل ( فاعل جرم ) رابطه ای روانی یا ارادی موجود باشد قانونگذار در ماده 621 صراحتا به قصد مرتکب بر مطالبه وجه یا مال یا به قصد انتقام یا به هر منظور دیگر یا به عنف یا تهدید یا حیله یا به هر نحو دیگر اشاره نمود .
این جرم عمدی است چرا که اسباب مالکیت ، راههای قانونی کسب در آمد یا مالکیت در ق. م ما بیان شده است اسباب مالکیت چیست ؟ به قصد مطالبه وجه نمی شود دیگری را بریاید ، معامله خانه و خرید و فروش قانونی جزء اسباب مالکیت به حساب می آید و به طور کلی راه مشروعی و قانونی کسب مالکیت ( در آمد ) اسباب مالکیت است .
 انگیزه و تاثیر آن در مجازات : با وجود قصد مجرمانه ، دیگر انگیزه ارتکاب جرم اعم از اینکه شرافتمندانه یا غیر شرافتمندانه باشد اصولا در تحقق جرم بی تاثیر است . بعبارت دیگر انگیزه تاثیری در تحقق وقوع جرم ندارد و صرفا می تواند از کیفیات مخففه یا مشدده باشد ولیکن در برخی از جرائم بطور استثنائی ، انگیزه می تواند در تحقق جرم یا جرم نبودن عمل ارتکابی موثر واقع شود لذا در جرم آدم ربائی در صورتی که توافق قبلی آدم ربا و شخص ربوده شده به انگیزه ازدواج یا هر کار خیر دیگری باشد به علت فقدان عنف یا تهدید یا حیله تحقق جرم آدم ربائی را منتفی می سازد بطور مثال شخص بدهکار ( عاقل ، بالغ ، رشید) با اراده و اختیار خود و با توافق یکی از آشنایانش و با برنامه ریزی قبلی مورد ربایش قرار گرفته یا در محلی او را مخفی می نماید در اینصورت گر چه عنصر مادی جرم آدم ربائی محقق شده است ولیکن بعلت توافق قبلی شخص آدم ربا با شخص ربوده شده و عدم احراز سوء نیت ، وقوع جرم منتفی می باشد یعنی جرمی واقع نشده است و به استناد رای صادر شده از شعب دیوان عالی کشور چنانچه اشخاصی با فریب دادن شخصی  ، وی را با رضایت خودش از منزل خارج کرده و سپس با مشاهده نارضایتی شخص ، او را آزاد کرده باشند به لحاظ فریب انجام شده و علیرغم آنکه عنف در ربایش نبوده است باز هم اتهام آدم ربائی قابل تعقیب و مجازات می باشد بعبارت دیگر اگر شخصی با میل و رضایت قبلی به همراه دیگری از منزل یا محل کار خود خارج شده دیگر نمی توانند علیه مرتکب اقدام به شکایت آدم ربائی بنمایند ولیکن چنانچه شخصی را با حیله و نیرنگ و یا با وعده و وعیدها فریب دهند و او را سوار اتومبیل کرده و یا به هر کیفیت دیگری آن شخص را بهمراه خود ببرند از آنجا که فریب وجود داشته لذا جرم آدم ربائی محقق شده است .
البته اثبات اینکه شخص فریب خورده است کار بسیار دشواری است و غالبا در رویه عملی محاکم پذیرفته نمی شود.
اصل تفسیر مضیق جرائم زائی در این جرم نیز رعایت می شود .
مجازات جرم آدم ربائی یا مخفی کردن شخص ربوده شده :
طبق ماده 621 ق.م. اسلامی مجازات حبس از 5 تا 15 سال است البته در ماده 631 ق.م. اسلامی دزدیدن نوزاد یا مخفی کردن نوزاد زنده دارای مجازات حبس از 6 ماه تا 3 سال می باشد اگر طفل مرده مورد ربایش یا مخفی کردن قرار گیرد جزای نقدی یکصد هزار تا پانصد هزار ریال می باشد.
نکته : در مورد جرم آدم ربائی : حمایت از آزادی تن اشخاص از جمله در اصول 22 و 33 ق. اساسی کشور ایران پیش بینی شده است همچنین در قطع نامه های سازمان ملل متحد جرم آدم ربائی و گروگان گیری ممنوع و قابل مجازات دانسته شده است .
جرم توقیف و بازداشت غیر قانونی عنصر قانونی آن در ماده 583 ق.م.اسلامی است یکی از جرائم علیه آزادی اشخاص که همراه با خشونت و یا همراه با عنف انجام شود جرم توقیف و بازداشت غیر قانونی می باشد هر گاه شخص یا اشخاصی از مقامات یا مامورین دولتی یا نیروهای مسلح یا غیر آنها بدون حکم ( مجوز قانونی) از مقامات صلاحیتدار در غیر مواردی که در قانون جلب یا توقیف اشخاص را تجویز نموده شخصی را توقیف یا حبس کند یا در محلی مخفی کند به مجازات حبس 1 تا 3 سال یا جزای نقدی از 6 میلیون تا 18 میلیون ریال محکوم خواهد شد.
عنصر مادی رفتار مجرمانه به صورت فعل مثبت می باشد خصوصیات مرتکب عبارت است از اینکه یکی از مقامات یا مامورین دولتی یا نیروهای مسلح یا غیر آنها باشد .
بعبارت دیگر مرتکب جرم می بایست دارای سمت دولتی یا عمومی باشد و به اعتبار سوء استفاده از سمت یا منسب خود مبادرت به ارتکاب جرم می نماید . مرتکب جرم بدون مجوز قانونی و بدون داشتن حکم از مقامات صلاحیتدار قانونی یا قضائی اقدام به توقیف یا حبس بزهدیده می نماید و یا اینکه بزهدیده را در محلی مخفی می نماید .
عنصر روانی ( معنوی ) : این جرم  از جرائم عمدی است یعنی مرتکب جرم دارای رفتار ارادی بوده و با سوء نیت یا قصد مجرمانه مبادرت به ارتکاب جرم می نماید .
سوال : اگر شخصی حکمی را جعل کرد و یا با لباس دولتی  مرتکب جرم شد مجازاتش چیست ؟
طبق م 586 ق. م. اسلامی در این جا تعدد مادی جرم و قاعده جمع مجازاتها در این ماده بیان شده و ماده 47 ق.م. اسلامی  با رعایت ماده 586 ق.م. اسلامی بر آن حاکم می شود .
ادامه سوال فوق : اگر علاوه بر اعمال فوق مرتکب جرم شکنجه و توهین و ضرب و جرح شود حکم چیست ؟ باز هم شامل تعدد جرم شده و قاعده جمع مجازاتها بر آن حاکم است طبق ماده 587 ق.م. اسلامی
سوال : با توجه به ق. م. اسلامی کدام گزینه برای تشدید مجازات جرم اخفای اشخاص درست نیست ؟
الف : برای بردن شخص به محل اختفا از وسیله نقلیه استفاده شده باشد
ب : بزه دیده مونث باشد
ج: آسیب جسمی یا حیثیتی به بزه دیده وارد شده باشد .
د: سن بزهدیده کمتر از 15 سال باشد.
جواب : بند ب صحیح است
 جلسه هفتم 3/2/92
تهدید ←در لغت : ترساندن
      ↓در اصطلاح حقوقی : بیان رفتار نامشروعی (غیر قانونی ) که مرتکب قصد انجام آن را دارد یا تهدید کننده به نوعی رفتار می کند که قصد انجام موضوع تهدید را دارد .
سوال : جرم تهدید اشخاص را تعریف و عناصر تشکیل دهنده آن و میزان مجازات مرتکب را بیان کنید ؟
جواب : "تهدید" در حقوق جزای عمومی  با حقوق جزای اختصاصی تفاوت داردزیرا :
موقعیت تهدید در حقوق جزای عمومی بعنوان یکی از مصادیق معاونت در جرم می باشد زمانی که معاون جرم از طریق تهدید ، مباشر جرم را مصمم به ارتکاب جرم می نماید در صورتی که در حقوق جزای اختصاصی در برخی موارد " تهدید " بعنوان جرم مستقل محسوب می شود . ماده 668 ق.م. اسلامی
در برخی موارد " تهدید " یکی از ارکان تشکیل دهنده جرم می باشد ( بند 5 ماده 651 ق.م. اسلامی ) ( در مواد 668 و 669 و 617 و 619 ق.م. اسلامی ، تهدید بعنوان جرم واحد محسوب می شود )
" تهدید " همیشه بصورت صدمه و یا لطمه بر نظم اخلاقی مجنی علیه یا بزهدیده تحقق می پذیرد و در واقع برای ایجاد تشویش  و نگرانی و مضطرب ساختن دیگری و با ورود ضرر بر نظم اخلاقی است که بزهدیده یا مجنی علیه به ضرب و شتم یا آتش زدن خانه یا بصورت ورود خسارات جانی و مالی تهدید می شود .
عنصر قانونی جرم تهدید : با توجه به اینکه تهدید بعنوان جرم مستقل در مواد قانونی مختلفی بیان شده است لذا بر حسب نوع تهدید مواد قانونی مختلفی را می توان بیان داشت
بند 1 : اخذ سند یا نوشته بر خلاف میل و رضایت شخص در ماده 668 ق.م. اسلامی بیان شده است
بند 2 : مصداق دیگر " تهدید " عبارت است از اخاذی یا شانتاژ که در ماده 669 ق.م. اسلامی بیان شده است
بند 3: تهدید بوسیله اسلحه اعم از سرد یا گرم
عنصر مادی : الف : رفتار مجرمانه در این جرم بصورت فعل مثبت مادی می باشد که در واقع بیان رفتار یا ابزار رفتار نا مشروعی است که مرتکب می خواهد آنرا انجام دهد تهدید با هر لفظی یا هر نوع رفتاری ممکن است صورت گیرد ولیکن نهایتا به شکلی باشد که به روحیه و روان زیان دیده تاثیر منفی بگذارد به این ترتیب لازم نیست " تهدید " همواره به صورت مستقیم باشد . زمانی که تهدید در مقابل شخص ثالثی باشد و مرتکب تهدید بداند و اطمینان داشته باشد که شنونده موضوع را به اطلاع شخص تهدید شونده می رساند باز هم جرم واقع شده است . بطور مثال شخصی بنام علی به شخص دیگری بنام پرویز می رسد و به پرویز می گوید به شخص الف بگو که فلان کار را انجام دهد مثلا اتومبیل ش را برای یک روز در اختیار من قرار دهد وگر نه نمی گذارم در این محله زندگی کند.
در اینجا " تهدید " بصورت غیر مستقیم می باشد در واقع زمانی ودر مکانی تهدید انجام شده که شخص تهدید شونده حضور ندارد ولیکن شخص تهدید کننده می داند که شنونده موضوع را به اطلاع شخص تهدید شونده می رساند .
ب : موضوع تهدید : اخذ سند یا اخذ نوشته موضوع جرم اخذ سند یا نوشته به عنف یا تهدید است بعبارت دیگر موضوع تهدید برحسب عنصر قانونی متفاوت می باشد حسب مورد و با توجه به عنصر مادی ، رفتار مجرمانه یا موضوع تهدید در عنصر مادی قابل تشخیص و یا قابل تعریف می باشد .
برای تحقق جرم تهدید باید موضوع آن فی نفسه مجرمانه باشد یعنی تهدید به ارتکاب جرم باید علیه شخص یا اموال مجنی علیه یا علیه شخص ثالث باشد بعبارت دیگر تهدید باید نامشروع و غیر قانونی باشد در صورتی که تهدید قانونی باشد در اینصورت جرم تهدید محقق نشده است بطور مثال : هر گاه شخصی به دیگری بگوید چنانچه چک صادره در تاریخ سر رسید وصول نشود اقدام به شکایت کیفری خواهم نمود و یا اینکه شخص دارنده چک بلامحل برگشت داده شده به صادر کننده چک بگوید که اگر وجه چک را پرداخت نکنی تو را زندانی می کنم ( منظور از راه قانونی ) دیگر جرم تهدید واقع نشده است .
جرم تهدید که ربودن هواپیما بعنوان جرم مستقلی بیان شده است عنصر مادی آن بر اساس نوع رفتار مرتکب تعریف می شود .
عنصر مادی جرم اخذ سند به عنف یا تهدید: عبارت است از الزام دیگری به دادن نوشته یا سند با اجبار یا اکراه بدین صورت که زیان دیده ( تهدید شونده )مجبور شود که نوشته یا سندی را بنویسد و به مجرم بدهد در برخی مصادیق دیگر این جرم بدین صورت است که مجرم یا تهدید کننده نوشته یا سندی را که خود یا دیگری قبلا نوشته است به مجنی علیه می دهد و او را ملزم به امضاء و مهر می نماید ودر برخی موارد نوشته یا سندی که متعلق به تهدید شونده بوده یا بعنوان امانت به او سپرده شده با تهدید اقدام به گرفتن سند یا نوشته می نماید.
عنصر مادی جرم تهدید و اخاذی (شانتاژ) موضوع ماده 669 ق.م. اسلامی تحقق جرم مذبور در تهدید مرتکب به قتل یا ضررهای نفس یا شرفی یا مالی یا افشای سر است تهدید مذبور ممکن است بصورت شفاهی یا کتبی یا صوتی تصویری یا با وسایل دیگری می باشد آثار تهدید و ایجاد تشویش و نگرانی بر شخص تهدید شونده بر حسب شخصیت افراد متفاوت است بنابراین تهدید مذبور در ماده مذکور باید مقید و مشروط به یکی از موارد زیر باشد.
بند 1 : ضرر نفسی : منظور بیان و اعلام قصد وارد نمودن صدمه نسبت به تمامیت جسمانی طرف مقابل یا تهدید شونده می باشد .
بند 2: ضرر شرفی یا حیثیتی : منظور ترساندن تهدید شونده به امری است که با انجام آن حیثیت و شرف یا آبروی او لکه دار شود در اینجا " تهدید " ممکن است متوجه شخص مخاطب یا همسر یا فرزند و بستگان نزدیک او باشد.
بند 3: افشای سر: اسرار یا سر باید به کیفیتی باشد که مخاطب به جهتی از جهات مادی یا معنوی مایل به فاش شدن آن نباشد بنابراین اگر امر سری به نحوی باشد که افشا یا عدم افشای آن موثر در وضعیت مخاطب نباشد در اینصورت تهدید محقق نشده است .
بند 4: ضرر مالی مانند تهدید به تخریب خانه یا آتش زدن اموال و نظایر آن از مصادیق این ماده ( ماده 669 ق.م. اسلامی ) است
عنصر روانی جرم تهدید : این جرم از جرائم عمدی است یعنی مرتکب جرم یا مداخله کنندگان و ارتکاب جرم دارای اراده ارتکاب بوده و رفتار ارادی آنها همراه با قصد مجرمانه یا سوء نیت باشد و قصد مجرمانه برای ایجاد تشویش و نگرانی در مجنی علیه یا تهدید شونده می باشد قصد مرتکب در مورد اجرا گذاشتن و عمل کردن تهدید یا عدم آن تاثیری در تحقق جرم ندارد انگیزه ارتکاب جرم در تحقق جرم تاثیری ندارد اعم اینکه تهدید به منظور تفریح یا به منظور ایجاد تشویش به عملی آید مانع از تحقق جرم تهدید نیست صرفا انگیزه شرافتمندانه می تواند از کیفیات مخففه مجازات محسوب شود.
عنصر روانی : نمونه ای از آرای صادره در خصوص جرم تهدید و یا عدم تحقق جرم تهدید: اگر شخصی جنس نسیه از مغازه ای بخواهد واز آنجائی که فروشنده از دادن جنس نسیه خودداری نموده ، مشتری اقدام به کتک زدن فروشنده نماید در اینجا جرم ارتکابی ، جرم تهدید نمی باشد زیرا جرم ارتکابی عبارت است از ایراد ضرب و جرح( رای شعبه دوم دیوان عالی کشور شماره 5116)
جرم " تهدید " یکی از جرائم قابل گذشت است نسبت به شخص تهدید کننده واز طرف شخص تهدید شونده به شرط آنکه در ماده 727 ق.م. اسلامی بیان شده باشد بعبارت دیگر جرائم قابل گذشت از جمله جرائمی هستند که تعقیب آنها نیاز به شکایت شاکی خصوصی داشته و با گذشت شاکی خصوصی دادگاه می تواند در میزان مجازات مرتکب اعمال تخفیف نموده و یا به نسبت به صدور قرار موقوفی تعقیب اقدام نماید یکی دیگر از جرائم تهدید در ماده 21 ق. مطبوعات بیان شده است .
سوال : جرم تکدی بوسیله طفل صغیر یا اشخاص غیر رشید را شرح دهید؟
مواد 712 و 713 ق.م. اسلامی
تعریف جرم : تحصیل مال از طریق نا مشروع یا غیر قانونی به وسیله طفل صغیر یا اشخاص غیر رشید از راه تکدی اسباب مالکیت و یا شرایط بدست آوردن مال از طریق نامشروع در ماده 140 ق.م بیان شده است چنانچه اشخاص اموالی را از طریق غیر قانونی یا نامشروع بدست آورند و این تحصیل مال از طریق تکدی و به وسیله یا بکار گماردن طفل صغیر یا اشخاص غیر رشید باشد جرم تکدی تحقق یافته است .
عنصر قانونی : ماده 713 ق.م. اسلامی
عنصر مادی : رفتار مجرمانه بصورت فعل مثبت می باشد بدین نحو که شخصی که دارای شرایط مسئولیت کیفری می باشد بوسیله یا از طریق بکار گماردن طفل صغیر یا شخص غیر رشید اقدام به تحصیل مال می نماید این جرم از جرائم بر ضد شخصیت معنوی اطفال است زیرا سوء استفاده از طفل صغیر موجب تباهی و فساد او در جامعه می شود .
عنصر معنوی یا روانی جرم موضوع ماده 713 ق .م.اسلامی :
این جرم از جرائم عمدی است ( اراده ارتکاب + قصد مجرمانه ) میزان مجازات از 3 ماه تا 2 سال حبس و استرداد کلیه اموال است
عنوان مجرمانه : سوال : جرم هتک حرمت مراسلات یا مخابرات یا مکالمات تلفنی و افشای مطالب آنرا شرح دهید؟
این جرم از جرائم علیه شخصیت معنوی اشخاص محسوب می شود زیرا مرتکب اقدام به هتک حرمت مراسلات یا مخابرات یا مکالمات تلفنی یا افشای آنها می نماید .
عنصر قانونی : ماده 582ق.م.اسلامی
عنصر مادی: بند 1 : رفتار مجرمانه بصورت فعل مثبت مادی بوده که در جهت مفتوح کردن مراسلات یا معدوم کردن یا توقیف یا ضبط و... که بصورت غیر قانونی انجام می شود .
بند 2: خصوصیات مرتکب جرم : مرتکب جرم می بایست از مستخدمین یا از ماموران دولتی یا اشخاصی باشند که در این حوزه شغلی ( مخابرات ، پست ، تلگراف) فعالیت می نماید .
بند 3: موارد و مصادیق عنصر مادی در این ماده قانونی عبارتند از :
-    توقیف مراسلات : یعنی به تاخیر انداختن ارسال نامه برای مدت کوتاه یا طولانی
-    مفتوح کردن پاکتها یا بسته های ارسالی شامل پاکتها یا بسته هایی است که فرستنده درب آنها رابسته است .
-    افشای مطالب مراسلاتی با تلگرام یا مکالمه
-    معدوم کردن مراسلات از قبیل سوزاندن نامه یا پاره کردن نامه و یا حتی تحویل نامه به نشانی دیگری غیر از مخاطب
-    مخابرات عدم از تلفن ثابت یا سایر وسایل مخابراتی . بنابراین چنانچه مستخدمین و مامورین دولتی یا مربوطه اقدام به استراق سمع در گفت و شنود تلفنی بدون مجوز قانونی یا قضائی نمایند از آنجائی که اصل 25 ق.اساسی نیز به اهمیت موضوع تاکید نموده است ودر قانون مجازات اسلامی نیز بعنوان جرم قلمداد شده است لذا استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون یا دستورات مقامات قضائی .
عنصر روانی (معنوی) جرم موضوع ماده 582 ق.م.اسلامی
این جرم از جرائم عمدی بوده بنابراین هر گاه مامورپست در اثر بی مبادلاتی یا رسانیدن نامه به نشانی دیگری غیر از نشانی شخص مخاطب اقدام نماید گر چه این رفتار برای او مسئولیت شغلی و انتظامی دارد ولیکن جرم محسوب نمی شود همچنین در تحقق این جرم وجود قصد اضرار ضرورت ندارد بعبارت دیگر ممکن است مرتکب جرم ممکن است قصد ضرر زدن به دیگری را داشته باشد اقدام به ارتکاب جرم نماید میزان مجازات عبارت است از یک تا سه سال حبس و یا جزای نقدی از 6 میلیون تا 18 میلیون ریال بنابراین این جرم از جرائم تعزیری است یعنی جهات تعدیل ، تشدید ، تخفیف ، تعلیق با رعایت مقررات امکان پذیر است طبق م 727 ق.م. اسلامی
سوال : موجبات ضمان را نام ببرید و هر یک را بطور مختصرو مفید شرح دهید؟
جرائم علیه تمامیت جسمانی اعم از اینکه بصورت مباشرت انجام شود یا به تسبیب یا به اجتماع مباشر و سبب در اینصورت موجب ضمان خواهد بود مباشرت آن است که جرائم علیه تمامیت جسمانی مانند قتل یا ایراد ضرب و جرح مستقیما توسط خود فاعل (جانی) واقع شده باشد .تسبیب در جنایت آن است که انسان سبب تلف شدن یا جنایت (جرائم علیه تمامیت جسمانی ) علیه دیگری را فراهم نماید و خود بطور مستقیم مرتکب جنایت نشود بنحوی که اگر سبب وجود نداشت جنایت حاصل نمیشد.
بند یک : هر گاه پزشکی اگر حاذق ومتخصص باشد در معالجه هائی که شخصا انجام میدهد یا دستور آنرا صادر می کند هر چند با اذن و اجازه مریض یا اولیاء مریض باشد و این عملیات درمانی یا اقدامات درمانی سبب یا باعث تلف جان یا نقص عضو یا منفعت شود از باب تسبیب ضامن است .بنابراین اذن یا اجازه ای که بیمار در هنگام مراجعه به بیمارستان طی ورقه کتبی به مسئول بخش یا پزشک مربوطه می دهد سلب کننده یا رافع ضمانت نیست هر گاه شخصی که همراه خود یا با وسیله نقلیه و مانند آن اشیائی را حمل می کند این اشیاء به شخص دیگری برخورد نموده موجب جنایت شود در صورت عمد یا شبه عمد خودش ضامن می باشد ودر صورت خطای محض عاقله ضامن می باشد و عاقله عبارتند از بستگان ذکور نسبی پدر و مادری یا پدری به ترتیب طبقات ارث ماده 307 ق.م.اسلامی
هر گاه شخصی به روی شخص دیگر اسلحه بکشد یا هر اقدامی که باعث وحشت می شود و بر اثر ارعاب ، شخص مقابل بمیرد چنانچه عمل نوعا کشنده باشد یا با قصد قتل انجام شود گرچه کار نوعا کشنده نباشد در اینصورت قتل عمدی محسوب و موجب قصاص است و چنانچه کار انجام شده با قصد قتل نباشد و کار نیز نوعا کشنده نباشد در اینصورت قتل شبه عمد محسوب و دیه آن بر عهده قاتل است و در برخی از موارد شخص مصدوم یا شخص مقتول به دلیل کار مادی یا رفتار مادی که خودش انجام می دهد به قتل می رسد در عین حال شخصی که سبب وقوع این شرایط شده است مشمول می باشد. ماده 325 ق.م. اسلامی
شرح ماده 333 ق.م. اسلامی :
قانونگذار در این ماده قانونی پیش بینی نموده است که هر گاه قتل یا صدمه جسمانی واقع شود بطور مثال قتل عابر پیاده در شرایط زیر بند یک : عبور عابر پیاده ممنوع باشد ولیکن در این حال عابر عبور کند
بند دو: راننده با سرعت مجاز و مطمئنه در حرکت بوده و وسیله نقلیه نیز هیچگونه نقص فنی نداشته باشد
بند سه : راننده قدرت کنترل اتومبیل و جلوگیری از تصادف را نداشته باشد و با عابر برخورد نماید
بند چهار: این برخورد منجر و یا منتهی به سلب حیات یا مصدوم شدن عابر شود
بندپنج: در اینصورت یا بی مبالاتی یا عدم رعایت نظامات و مقررات دولتی باشد بعبارت دیگر قتل ناشی از تقصیر جزائی راننده باشد در اینصورت قتل ارتکابی از نظر ماهیتی  قتل در حکم شبه عمد محسوب و از نظر قانونی قتل غیر عمدی محسوب شده است و مجازات مرتکب شش ماه تا 3 سال حبس و پرداخت دیه در صورت مطالبه اولیای دم مواد 316 لغایت 362 ق.م.اسلامی
موجبات ضمان به نحو مباشرت یا تسبیب یا مباشرت و تسبیب یا اشتراک در جنایت مطرح شده است
سوال : هر گاه دو نفر با یکدیگر برخورد کنند ودر اثر برخورد هر دو نفر کشته شوند اولا مسئول چه شخصی می باشد ثانیا میزان مسئولیت را بیان کنید ؟ و اصولا آیا در چنین مسئله ای برای اشخاصی که با یکدیگر برخورد و کشته شده اند مسئولیتی وجود دارد یا خیر ؟
جواب : قانونگذار برای چنین موضوعی تکلیف را مشخص نموده و برای هریک از آنان مسئولیت پرداخت نصف دیه دیگری را تعیین تکلیف نموده است بنابراین هر کدام ضامن نصف دیه شخص مقابل می باشند ودر صورت خطای محض نصف دیه بر عهده عاقله دیگری است .
سوال : جرم تهدید را شرح دهید؟
جواب : جرم تهدید در مواد قانونی مختلفی پیش بینی شده است
تهدید در برخی مواقع بعنوان جرم مستقل بیان شده است ودر برخی مواقع بعنوان یکی از مصادیق معاونت در جرم ( ماده 43 ق.م. اسلامی) جرم تهدید عبارت است از بیان رفتار غیر قانونی یا نا مشروعی که مرتکب می خواهد آنرا انجام دهد بطور مثال اگر شخصی به دیگری بگوید اگر چک من را در تاریخ سر رسید پاس نکنی تو را زندان خواهم کرد چنین بیانی تهدید محسوب نمی شود موقعیت تهدید در حقوق جزای عمومی با موقعیت در حقوق جزای اختصاصی تفاوت دارد در حقوق جزای اختصاصی تهدید در یکی از مصادیق با موارد زیر بیان شده است
بند 1: تهدید بعنوان یکی از ارکان تشکیل دهنده جرم مانند اخاذی
بند2: در برخی از موارد تهدید یکی از کیفیات مشدده جرائم بوده و یا از جهات تشدید مجازات می باشد مثال سرقت همراه با تهدید
بند 3: تهدید بعنوان جرم مستقل از سایر جرائم که قانونگذار طی مواد قانونی مشخص آنرا پیش بینی نموده است
عنصر قانونی جرم تهدید : همانطور که قبلا بیان شد قانونگذار در برخی از موارد تهدید را بعنوان جرم مستقل بیان نموده است و در مواد قانونی مختلفی نیز آنرا مورد قانونگذاری قرار داده بطور مثال مواد 668 و 617 ق.م. اسلامی
با دقت در ماده قانونی ملاحظه می شود که عنوان مجرمانه این جرم عبارت است از اخذ نوشته یا سند یا امضاء یا مهر از دیگری از طریق تهدید
عنصر مادی به صورت فعل مثبت در می باشدکه مصادیق آن عبارتنداز  :
بند1: اخذ نوشته بند 2 : اخذ سند بند 3: اخذ امضاء بند 4: اخذ مهر یا ممهور نمودن نامه بند5: اخذ سند یا نوشته ای که قبلا بعنوان امانت به شخصی سپرده شده است بطور مثال دو نفر با یکدیگر خرید و فروش آپارتمانی را انجام می دهند و برای تضمین انجام تعهدات خود یک چک یا نوشته ای  را نزد شخص ثالث امینی می گذارد در این هنگام یکی از طرفین در غیاب دیگری سراغ امین رفته و با تهدید چک یا سند مربوطه را دریافت می کند در اینصورت امین هیچگونه کوتاهی یا خیانت در امانت ننموده است بلکه شخص دیگری اقدام به ارتکاب جرم تهدید نموده است .
عنصر روانی : این جرم از جرائم عمدی است یعنی مرتکب جرم دارای رفتار ارادی بوده و با علم به غیر قانونی بودن عمل ارتکابی و با قصد مجرمانه و با جبر یا قهر یا با اکراه و تهدید اقدام به گرفتن نوشته یا سند یا امضاء یا مهر می نماید میزان مجازات سه ماه تا دو سال حبس تا 74 ضربه شلاق
سوال : جرم تهدید با چاقو را شرح دهید؟
جواب : تهدید عبارت است از بیان رفتار غیر قانونی یا نا مشروعی که مرتکب می خواهد آنرا انجام دهد تهدید همیشه بصورت صدمه و لطمه بر نظم اخلاقی متضرر از جرم یا مجنی علیه و یا مستقل و دای از موضوع آن تحقق می پذیرد در واقع برای ایجاد تشویش و مضطرب ساختن دیگری و با ورود ضرر بر نظم اخلاقی است که بزهدیده یا متضرر از جرم به ضرب و شتم یا هر ورود خسارات جانی تهدید می شود .
بیان وسیله تهدید یا عنصر مادی جرم: جرم تهدید بوسیله اسلحه اعم از سرد یا گرم ممکن است بصورت مستقیم یا غیر مستقیم بعمل آید بعبارت دیگر عنصر مادی جرم لازم نیست که همواره تهدید متضرر از جرم بطور مستقیم باشد بطور مثال ممکن است تهدید در مقابل شخص ثالث باشد در شرایطی که مرتکب می داند و اطمینان دارد که شنونده موضوع را به اطلاع طرف مقابل می رساند بطور مثال در حضور فرزندی یا کارگری نسبت به پدر یا کارفرما تهدید صورت می گیرد بنابراین علیرغم آنکه پدر یا صاحب کار در محل حضور ندارد ولیکن عنصر مادی جرم محقق شده است .
اصطلاحات یا الفاظ یا رفتار به کار رفته اعم از اینکه مجازی باشد ( استعاره ای) یا بطور مستقیم و یا با زبان عامیانه
عنصر قانونی ماده 617 ق.م. اسلامی
در عنصر مادی جرم تهدید از جرائم مطلق است در صورتیکه جرم قتل از جرائم مقید است
عنصر معنوی یا روانی جرم تهدید اسلحه همانند عنصر روانی که در بالا توضیح داده شد
میزان مجازات حبس از 6 ماه تا 2 سال است تا 74 ضربه شلاق


حذف ارسالي ويرايش ارسالي