خداوند از انسان چه می خواهد؟!...

صفحه اصلی کارگروهها >> داستانهای کوتاه  >> خداوند از انسان چه می خواهد؟!...
mohammad mortazavi

mohammad mortazavi

در کارگروه: داستانهای کوتاه
تعداد ارسالي: 195
7 سال پیش در تاریخ: دوشنبه, مرداد 30, 1391 8:3


شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع  وگریه و زاری بود.


در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را،  بالای سرش دید، که  با تعجب و حیرت؛  او را،  نظاره می کند !


استاد پرسید : برای چه این همه  ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟


شاگرد گفت : برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و  برخورداری از لطف خداوند!


استاد گفت : سوالی می پرسم ، پاسخ ده؟


شاگرد گفت : با کمال میل؛  استاد.


استاد گفت : اگر مرغی را، پروش دهی ، هدف تو  از  پرورشِ آن  چیست؟


شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم .


استاد گفت: اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟


شاگردگفت: خوب راستش نه...!نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم!


استاد گفت: حال اگر این مرغ ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!


شاگرد گفت : نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و  با ارزش تر ، خواهند بود!


استاد گفت : 


پس تو نیز؛ برای خداوند، چنین باش!


همیشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم ، گوشت ، پوست و استخوانت؛ گردی.


تلاش کن تا آنقدر  برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی


تا  مقام و لیاقتِ  توجه، لطف و  رحمتِ  او را، بدست آوری .


خداوند از  تو  گریه و زاری نمی خواهد!


او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد ومی پذیرد


نه ابرازِ ناراحتی و گریه و  زاری را.....!!!


 


حذف ارسالي ويرايش ارسالي