کارگروه
مرجع دانش
عرفان - فلسفه - مطالب علمی - کامپیوتر - نرم افزار - سخت افزار -رفع شبهات دینی - برنامه نویسی وب - امنیت شبکه - اوراکل - سیاست
 

موضوعات مذهبی..رویدادها......

صفحه اصلی کارگروهها >> مرجع دانش  >> موضوعات مذهبی..رویدادها......
کاربر حذف شده

کاربر حذف شده

در کارگروه: مرجع دانش
تعداد ارسالي: -2
8 سال پیش در تاریخ: سه شنبه, آبان 10, 1390 3:35

در احادیث معتبر از طریق شیعه و سنی آمده است که در روز رستاخیر حضرت فاطمه علیهاالسلام را به ناقه‏اى از ناقه‏هاى بهشتى سوار مى‏کنند و ملائکه اطراف او را مى‏گیرند، جبرئیل از طرف راست، میکائیل از طرف چپ، امیرالمؤمنین پیشاپیش، امام حسن و امام حسین نیز از پشت سر، ایشان را همراهى مى‏کنند، و با تمام عظمت و جلالت وى را به محشر مى‏آورند، تا جایى که خلایق از دیدن ایشان سرهاى خود را پایین میاندازند و چشمهایشان را میبندند، تا فاطمه علیهاالسلام دختر رسول خدا صلى اللّه علیه و آله عبور کند.


مردم محشر با شنیدن این پیام که از سوى عرش خدا صادر مى‏گردد، همگى سرهاى خود را پایین مى‏اندازند و چشمهایشان را مى‏بندند و فاطمه علیهاالسلام از روى پل صراط عبور مى‏کند و در کنار بهشت قرار مى‏گیرد. سپس با عزت و احترام بى‏نظیر هفتاد هزار فرشته تسبیح گویان حضرت را وارد محشر مى‏کنند و به همین تعداد حوریان بهشتى به استقبالش مى‏آیند... . (یا مَعشرَ الخَلائق! نکسوا رُئوسِکُم و غَضُّوا اَبصارَکُم حَتى تَمُّر فاطمه علیهاالسلام بِنتَ مُحمد عَلى الصِراطِ، فَتَمُر مَع سَبعین الف جاریه مِن الحُور العَین... .)


آرى در روز قیامت نیز همه‏ چشمها لیاقت دیدن فاطمه علیهاالسلام را نخواهند داشت، فقط آنان که در این دنیا امتحان پس داده و لیاقت شیعه بودن را کسب کرده‏اند، مدال افتخار آن روز را از دست فاطمه علیهاالسلام دریافت مى‏دارند.


 


منبع:


- کنزالعمال، ج 12، ص 105.


- فرائدالسمطین، ج 2، ص 49، ش 380 و ص 64، ش 387.


- سفینة البحار، ج 2، ص 375.


- شرح نهج البلاغه ابن ابى‏الحدید، ج 9، ص 193.


- بحارالانوار، ج 43، ص 53 و ص 219. 


حذف ارسالي ويرايش ارسالي
کاربر حذف شده

کاربر حذف شده

در کارگروه: مرجع دانش
تعداد ارسالي: -2
8 سال پیش در تاریخ: سه شنبه, آبان 10, 1390 3:39

 آیت الله مکارم شیرازی:


متأسفانه، یک عده سوء استفاده‌گر درباره این مسئله پیدا شده‌اند. همیشه مهم‌ترین مسائل سازنده، مورد سوء استفاده‌ها قرار گرفته است. مسئله مهدویت هم همین طور است. افراد نادرست گناهکار آلوده تحت عنوان مسایل مربوط به مهدویت، گاهی افراد را اغفال می‌کنند وسوء استفاده می‌کنند. در مجالس می‌آیند می‌گویند، چشم‌هایتان را ببندید ودیشب حضرت مهدی علیه السلام را دیدم و...!


این گونه برخوردها، یا ناشی از فکر کوتاه است ویا توطئه‌ای در کار است که می‌خواهند ابهت مسئله را بشکنند و خراب کنند! ما باید به هوش باشیم وجلوی این سوء استفاده‌ها را بگیریم! آنانی که ناآگاهند، باید بیدارشان کنیم. آنانی که خبر از نزدیک شدن ظهور می‌دهند، کارشان متزلزل کردن دل‌ها است!


هر کس هنگام ظهور را تعیین کند، به ما دستور داده شده که تکذیبش کنیم! هر کسی ادعای رؤیت کند، وظیفه مان این است که تکذیبش کنیم. مسایل مهدویت را نباید به سطح پایین، نازل دهیم. امام زمان علیه السلام به این کار راضی نیست! همیشه، گرفتار دوستان نادان و دشمنان دانا بوده‌ایم! الان هم گرفتاریم.


بنابراین، در هر دو جبهه، باید کوشید. منتهی دراین دو جبهه، دوستان نادان را بیش‌تر باید ارشاد کرد.در همه این مراحل، باید با منطق برخورد کرد. منطق ما، الحمدلله، در مسئله ظهور حضرت مهدی، خیلی قوی است. در این باره، منطق عقل، آیه، روایت واجماع وجود دارد.(2)






پاورقی‌ها:


1- آیت الله فاضل لنکرانی (ره) در دیدار با دانش پژوهان مرکز تخصصی مهدویت.


2- آیت الله ناصر مکارم شیرازی در دیدار با دانش پژوهان مرکز تخصصی مهدویت، فصلنامه انتظار، ج 11، ص 29-30.


 


منبع: سلیمانیان، خدامراد، کتاب پرسمان مهدویت


حذف ارسالي ويرايش ارسالي
کاربر حذف شده

کاربر حذف شده

در کارگروه: مرجع دانش
تعداد ارسالي: -2
8 سال پیش در تاریخ: شنبه, آبان 28, 1390 3:20

محرم و اربعین حسینی


 


بار دیگر چرخ نگونسار و زمانه ناسازگار، زخمی به مضراب دل دلشدگان و عاشورایان زد و در پی آن فلک به نیل نشست و جامه سوگ بر تن کرد. آری عاشورا اندیشان دل ریش، هر ساله با دمیدن ماه محرم که به راستی بهار ماتم است خشکزار جان را جلوه و جلا می بخشند و به یاری آ موزه های آن جان جهان و نهان جان خویش را پربار می سازند. در فرهنگ دینی و هنجارهای اجتماعی و باور مذهبی ما، محرم به یاد آ ورنده قیامی خونبار است که هنوز از پرتو رخشان آن دیده ستمگران و یزیدیان زمان ناسور است و چشم شب پرستان تیره درون از دیدن آن کور. نوشته ای که پیش رو دارید درباره پیوند محرم و اربعین حسینی است. نگارنده کوشش کرده است به تحلیل و باز نمود جاودانگی و رازناکی پدیده عاشورا و نقش قیام امام حسین (ع) در تاریخ بپردازد. باور نویسنده بر این است که عاشورا و حرکت حماسی سالار شهیدان (ع)، ققنوس تاریخ اسلام است که هر بار آغازی تازه و زایشی نو دارد. امید است یادکرد و بزرگداشت این مناسبت ها، زمینه رشد و تعالی امت اسلامی را فراهم سازد، ان شاءالله.


 


● تعبیر اربعین در متون دینی:


 


نخستین مسئله ای که در ارتباط با "اربعین" جلب توجه می کند، تعبیر اربعین در متون دینی است. اربعین واژه ای است عربی که در متون دینی ما زیاد به آن توجه شده است. به گونه ای که این کلمه از قداست خاصی برخوردار است. در رقم اربعین خصوصیتی وجود دارد که در سایر ارقام، آن خصوصیت وجود ندارد.


یک نمونه آنکه سن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در زمان مبعوث شدن، چهل بوده است. گفته شده که عدد چهل در سن انسان ها، نشانه بلوغ و رشد فکری است. از ابن عباس (گویا به نقل از پیامبر (ص)) نقل شده که اگر کسی چهل ساله شد و خیرش بر شرش غلبه نکرد، آماده رفتن به جهنم باشد. در نقلی آمده است که مردمان طالب دنیایند تا چهل سالشان شود، پس از آن در پی آخرت خواهند رفت. (مجموعه ورام، ص ۳۵)


در قرآن آمده است "میقات" موسی با پروردگارش طی چهل روز حاصل شده است. در نقل است که حضرت آدم چهل شبانه روز بر روی کوه صفا در حال سجده بود. (مستدرک وسایل، ج ۹، ص ۳۲۹)،. درباره بنی اسرائیل هم آمده که برای استجابت دعای خود چهل شبانه روز ناله و ضجه می کردند (مستدرک ج ۵، ص ۲۳۹). در نقلی آمده است که اگر کسی چهل روز خالص برای خدا باشد، خداوند او را در دنیا زاهد کرده و راه و چاه زندگی را به او می آموزد و حکمت را در قلب و زبانش جاری می کند. بدین مضمون روایات فراوانی وجود دارد.اعتبار حفظ چهل حدیث که در روایات فراوان دیگر آمده، سبب تالیف صدها اثر با عنوان اربعین در انتخاب چهل حدیث و شرح و بسط آنها شده است. در این نقل ها آمده است که اگر کسی از امت من ، چهل حدیث حفظ کند که در امر دینش از آنها بهره برد، خداوند در روز قیامت او را فقیه و عالم محشور خواهد کرد. در نقل دیگری آمده است که امیر مومنان (علیه السلام) فرمودند: اگر چهل مرد با من بیعت می کردند، در برابر دشمنانم می ایستادم (الاحتجاج، ص ۸۴).


مرحوم کفعمی نوشته است: زمین از یک قطب، چهار نفر از اوتاد و چهل نفر از ابدال و هفتاد نفر نجیب، هیچ گاه خالی نمی شود. (بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۲۰۰)


درباره نطفه هم تصور بر این بوده که بعد از چهل روز علقه می شود. همین عدد در تحولات بعدی علقه به مضغه تا تولد در نقل های کهن به کار رفته است، گویی که عدد چهل مبدا یک تحول دانسته شده است.


در روایت است که کسی که چهل روز طعام حلال بخورد، خداوند قلبش را نورانی می کند. نیز رسول خدا (ص) فرمود: کسی که لقمه حرامی بخورد تا چهل روز دعایش مستجاب نمی شود. (مستدرک وسایل، ج ۵، ص ۲۱۷). اینها نمونه ای از نقل هایی بود که عدد اربعین در آنها به کار رفته است.


● دلیل بزرگداشت اربعین:


باید دید در کهن ترین متون مذهبی ما، از "اربعین" چگونه یاد شده است. به عبارت دیگر دلیل بزرگداشت اربعین چیست؟ مهمترین نکته درباره اربعین، روایت امام عسکری (ع) است. حضرت در راویتی که در منابع مختلف از ایشان نقل شده فرموده اند: نشانه های مومن پنج چیز است:


۱) خواندن پنجاه و یک رکعت نماز (۱۷ رکعت نماز واجب+۱۱ نماز شب+۲۳ نوافل)


۲) زیارت اربعین


۳) انگشتری در دست راست


۴) وجود آثار سجده بر پیشانی


۵) بلند خواندن بسم الله در نماز.


این حدیث تنها مدرک معتبری است که جدای از خود زیارت اربعین که در منابع دعایی آمده به اربعین امام حسین (ع) و بزرگداشت آن روز تصریح کرده است.


منشأ اربعین در منابع موجود:


در منابع (اربعین) بیشتر به دو رویداد اشاره دارد:


۱) روز مراجعت اسرای کربلا از شام به مدینه


۲) روزی که جابر بن عبدالله انصاری به زیارت قبر امام حسین (ع) مشرف شد.


اما در اینکه در این روز اسرای کربلا از شام به کربلا رسیده باشند تردیدی جدی وجود دارد.


شیخ مفید در "مسار الشیعه" آورده است: "روز اربعین روزی است که اهل بیت امام حسین (ع) از شام به سوی مدینه مراجعت کردند و نیز روزی است که


جابر بن عبدالله انصاری برای زیارت امام حسین (ع) وارد کربلا شد.


شیخ طوسی در مصباح المتهجد و ابن اعثم در الفتوح نیز همین مطلب را ذکر کرده اند.


میرزا حسین نوری می نویسد: از عبارت شیخ مفید استفاده می شود که روز اربعین روزی است که اسرا از شام به مقصد مدینه خارج شدند، نه آنکه در آن روز به مدینه رسیدند.


در این میان سید بن طاووس در "لهوف" اربعین را روز بازگشت اسرا از شام به کربلا ذکر کرده است. ایشان می نویسد: "وقتی اسرای کربلا از شام به طرف عراق برگشتند به راهنمای کاروان گفتند: ما را به کربلا ببر. بنابراین آنها به محل شهادت امام حسین (ع) آمدند. سپس در آنجا به اقامه عزا و گریه و زاری پرداختند..." ابن نمای حلی نیز روز اربعین را روز بازگشت اسرا از شام به کربلا و ملاقات آنها با جابر و عده ای از بنی هاشم ذکر کرده است. بسیاری از بزرگان از جمله نوری، شهید مطهری، رسول جعفریان، مرحوم آیتی و ... این روایت سید بن طاووس را (که البته بدون ذکر سند است) نپذیرفته و به نقد آن پردخته اند.


میرزا حسین نوری از جمله مهمترین کسانی است که پس از نقل قول سید بن طاووس به نقد آن پرداخته است.


منبع و ماخذ دیگری که در این باره به بحث و استدلال پرداخته کتاب: "تحقیق درباره اول اربعین حضرت سید الشهدا (ع)" تالیف آیت الله قاضی طباطبایی است. وی بر خلاف نظر علامه نوری معتقد است که اولین اربعین در ۲۰ ماه صفر سال ۶۱ هجری بوده است و سعی دارد با رد دلایل علامه نوری این مطلب را به اثبات برساند.


باید به این نکته توجه داشت که قاضی طباطبایی، کتاب لهوف را از معتبرترین مقاتل می داند و در این خصوص بحث های زیادی مطرح کرده است. اما با توجه به اینکه علامه نوری از کتاب دیگر سید بن طاووس یعنی "اقبال" به نقد لهوف پرداخته لذا قول و استدلال ایشان (علامه نوری) در این باره صحیح تر به نظر می رسد. رسول جعفریان در این خصوص می نویسد: "شهید محراب مرحوم حاج سید محمد علی قاضی طباطبایی کتابی مفصل درباره اربعین نوشت ... هدف ایشان در این کتاب این بود که ثابت کند: آمدن اسرا از شام به کربلا در نخستین اربعین بعید نیست ... اما به نظر می رسد در اثبات نکته مورد نظر با همه زحمتی که مولف محترم کشیده، چندان موفق نبوده است ... چرا که به فرض که طی این مسیر برای یک کاروان در زمان کوتاهی با آن همه زن و بچه ممکن باشد، باید توجه داشت که اصل این خبر در منابع تاریخی از قرن هفتم به آن سوی تجاوز نمی کند. علاوه بر این علمای بزرگ شیعه و سنی به آن اشاره نکرده اند. شیخ مفید در ارشاد، ابو مخنف در مقتل الحسین، بلاذری در انساب الاشراف، دینوری در اخبار الطوال و ابن سعد در الطبقات الکبری اشاره ای به بازگشت اسرا به کربلا نکرده اند. بلکه بر عکس تصریح کرده اند و نوشته اند روز اربعین روزی است که اهل بیت امام حسین (ع) وارد مدینه شده یا از شام خارج شده اند. محمد ابراهیم آیتی و شهید مطهری (ره) نیز آمدن اسرای کربلا را در روز اربعین به کربلا انکار کرده اند. شهید مطهری (ره) در این رابطه می نویسد: "آمدن اسرای کربلا در اربعین به کربلا جز در لهوف که آن هم نویسنده اش در کتاب های دیگرش آن را تکذیب کرده و لااقل تائید نکرده، در هیچ کتاب دیگری چنین چیزی نیست و هیچ دلیل عقلی هم این را تائید نمی کند." شیخ عباس قمی هم داستان آمدن اسرای کربلا را در اربعین از شام به کربلا، بسیار بعید می داند.


● نخستین زائران اربعین حسین (ع):


در نخستین اربعین شهادت امام حسین (ع)، جابر بن عبدالله انصاری و عطیه عوفی موفق به زیارت تربت و قبر سید الشهدا شدند. بنا به برخی نقل ها، در همان اربعین، کاروان اسرای اهل بیت (ع) در بازگشت از شام و سر راه مدینه، از کربلا گذشتند و با جابر دیدار کردند. البته برخی از مورخان نیز آن را نفی کرده و نپذیرفته اند. از جمله مرحوم محدث قمی در "منتهی الآمال" دلایلی ذکر می کند که دیدار اهل بیت از کربلا در اربعین اول نبوده است. به هر حال، تکریم این روز و احیای خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شعور عاشورایی در زمان های بعد بوده است.


در خصوص ورود جابر بن عبدالله انصاری در روز اربعین سال ۶۱ هجری به کربلا، به نظر می رسد بین منابع تاریخی چندان اختلافی نباشد. شیخ طوسی می نویسد: "روز اربعین روزی است که جابربن عبدالله انصاری صحابی رسول خدا از مدینه برای زیارت قبر امام حسین (ع) به کربلا آمد و او اولین زائری بود که قبر شریف آن حضرت را زیارت کرد. در این روز زیارت امام حسین (ع) مستحب است و زیارت اربعین همین است.


فردی که در این روز به همراه جابر در این روز به کربلا آمده "عطیه بن سعد عوفی کوفی" است. عطیه شخصیتی است که امام علی (ع) این نام را برای او برگزیده است.


● سخنان جابر با امام حسین (ع) در روز اربعین:


در کتاب "بشاره المصطفی" آمده است: «عطیه عوفی می گوید: به همراه جابر بن عبدالله انصاری به منظور زیارت قبر امام حسین (ع) وارد کربلا شدیم. جابر نزدیک شریعه فرات رفت، غسل کرد و لباس های نیکو پوشید ... سپس به طرف قبر مطهر حرکت کردیم. جابر هیچ قدمی را بر نمی داشت الا اینکه ذکر خدا می گفت تا به نزدیک قبر رسیدیم. سپس به من گفت: مرا به قبر برسان. من دست او را روی قبر گذاشتم. جابر روی قبر افتاد و غش کرد. من مقداری آ ب روی صورتش پاشیدم. وقتی به هوش آمد، سه بار گفت: یا حسین. سپس گفت: ای حسین چرا جواب مرا نمی دهی؟ بعد به خودش گفت: چگونه می توانی جواب دهی در حالی که رگ های گلوی تو را بریده اند و بین سر و بدنت جدایی افتاده است. شهادت می دهم که تو فرزند خاتم النبیین و سید المومنین ... و پنجمین فرد از اصحاب کسا هستی ... درود و سلام و رضوان الهی بر تو باد. سپس به اطراف قبر امام حسین (ع)


حرکت کرد و گفت: السلام علیکم ایتها الارواح التی حلت بفناء الحسین ... اشهد انکم اقمتم الصلاه و اتیتم الزکاه و امرتم بالمعروف و نهیتم عن المنکر ..."


● جابر کیست؟


وی پانزده سال پیش از هجرت، در مدینه به دنیا آ مد. او و پدرش "عبدالله" از پیشتازان اسلام بودند؛ پدرش در جنگ احد به شهادت رسید. جابر از یاران با وفای پیامبر (ص) بود که در ۱۹ غزوه شرکت کرد و احادیث فراوانی از آن حضرت نقل نموده؛ لذا مورد احترام همه فرقه های اسلامی است. وی همواره از مدافعان اهل بیت علیهم السلام به شمار می آمد. جابر سرانجام در سال ۷۸ (۷۴ یا ۷۹) هجری از دنیا می رود و پیکرش در "قبرستان بقیع" دفن می شود. (فرهنگ عاشورا، جواد محدثی، ص ۱۲۷ و ۱۲۸)


● عطیه عوفی کیست؟


سعد بن جناده انصاری (پدر عطیه) در کوفه نزد علی (ع) آمد و گفت: ای امیر مومنان، خدا به من پسری داده، لطفا شما او را نامگذاری کنید. علی (ع) فرمود: "هذا عطیه الله" این پسر عطیه خداست. حضرت با بیان این جمله در واقع او را نامگذاری کرد. وی از رجال علم و حدیث شیعه است که در کتاب های رجالی اهل سنت نیز توثیق شده است. عطیه در زمان خلافت


امام علی (ع) (۴۰ ۳۶ هجری) در کوفه به دنیا آمد و نامش هم توسط آن حضرت انتخاب شده است. وی از شیعیان راستین و علمای بزرگ بوده که هماره به نشر معارف قرآنی و اهل بیتی می پرداخت؛ به گونه ای که از سوی عوامل حکومتی بنی امیه مورد شکنجه و آزار قرار گرفته بود. عطیه علاوه بر نقل احادیث بویژه خطبه فدکیه فاطمه زهرا علیها السلام از بزرگ ترین مفسران بوده و تفسیری در ۵ جلد به نگارش در آورده است. وی بعد از آشنایی با جابر بن عبدالله به رتبه شاگردی اش مفتخر گردید که متاسفانه برخی در گفتار و نوشتار خود عطیه را غلام جابر معرفی کرده اند.


حذف ارسالي ويرايش ارسالي
کاربر حذف شده

کاربر حذف شده

در کارگروه: مرجع دانش
تعداد ارسالي: -2
8 سال پیش در تاریخ: شنبه, دي 10, 1390 1:26








یکشنبه 27 آذر 1390 راههای دوری از گناه

  اگر انسان به ارزش و مقام والای خود در بین دیگر مخلوقات توجه کند و  این که گناه، این ارزش و مقام را از بین خواهد برد، حاضر نخواهد شد تا این ارزش بزرگ را برای لذت آنی و بی ارزش و زود گذر از دست بدهد.

مهمترین منشأ گناه

 مهم ترین منشأ گناه و نافرمانی خداوند غفلت و جهل انسان است. اگر شیطان بتواند کسى را از مقام خود، عظمت، علم، حکمت و لطف خداوند، نعمت های بی شمار او، مضرات و عواقب گناه و… غافل کند، او را به آسانی به وادی گناه و نا فرمانی می کشاند. همچنین جهل و نادانى به ارزش‏هاى وجودى انسان، جهل به آثار ارزنده پاک دامنى و عفت، جهل به عواقب گناه و بالاخره جهل به اوامر و نواهى الاهى باعث ارتکاب بسیاری از گناهان است.

از این رو بهترین راه برای نجات از گناه از بین بردن جهل و غفلت است.

اگر ما همواره به عظمت خدا و نعمت های بی شماری که به ما و دیگر بندگانش بخشیده است توجه داشته باشیم، در صدد شکرگزاری و جبران نعمت های او خواهیم بود، نه به دنبال عصیان و سرکشی. و اگر به علم و حکمت و لطف خداوند در قانون گذاری و حرام و حلال کردن کارها و اشیاء توجه و اطمینان داشته باشیم، درمی یابیم که هر آنچه را خداوند بر ما حلال کرده قطعا خیر و صلاح و منفعت ما در آن است و هر آنچه را خداوند بر ما حرام کرده قطعاً به ضرر ما بوده است و این جا است که هیچ گاه صلاح و منفعت خویش را رها نخواهیم کرد و به دنبال شر و ضرر نخواهیم رفت و اگر انسان به ارزش و مقام والای خود در بین دیگر مخلوقات توجه کند و  این که گناه این ارزش و مقام را از بین خواهد برد، حاضر نخواهد شد تا این ارزش بزرگ را برای لذت آنی و بی ارزش و زود گذر از دست بدهد.

راه کار عملی برای نجات افراد مبتلا به گناه


حذف ارسالي ويرايش ارسالي